مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

نوشته های بلاگ

فلسفه شناسی فقر، نگاهی متفاوت!

فلسفه شناسی فقر، نگاهی متفاوت!

فلسفه شناسی فقر، نگاهی متفاوت!

مسعود مردیها: جایی بودم که بحث بر سر فقرا و شرایطشون بود. شخص مقابل می گفت آره! هرچی بدبختیه برای آدم ندار و فقیر پیش میاد….
ناخودآگاه ذهنم در مسیری سیر کرد و مسائلی رو کنار هم چید.
فقیری رو یاد آوردم که شوهرش در اثر عدم ایمنی کارگاه کور و از کارافتاده شده، فرزند ارشدش در اثر سانحه تصادف کشته شده و پسر بعدیشم دچار سوختگی شدید از ناحیه صورت هست، دختر 31 سالش طلاق گرفته و خودش هم بیمار قلبیه و انواع و اقسام بیماری ها رو داره، پسر کوچکتر بیکاره و به علت مسائل مالی نمیتونه تحصیلش رو ادامه بده، بیمه ندارند و هیچ حقوقی دریافت نمیکنند، مستاجرند و مالک هیچ سرپناهی نیستند، سرمایه و تخصص هم برای ایجاد کار و رشد ندارند و درگیر انواع و اقسام بده کاری و قسط معوقه هستند، دو فرزند در آستانه خودکشی هستند و به قول معروف از زمین و آسمون براشون می باره….

اما باید به تحلیل درستی در مورد جمله اون شخص برسیم (هرچی بدبختیه برای آدم ندار و فقیر پیش میاد). با اینکه در ظاهر جمله درستیه ولی ریشه در حقیقت و سنت های الهی داره. جدا از بحث ترحم و کمک به این افراد باید موضوع رو ریشه ای بررسی کرد.

تحلیل من از شرایط زندگی این فقیر:
عدم رعایت استاندارد در کارگاهها و بد نظارتی دولت و عدم آموزش کارفرما منجر به کوری شخص شده. بیکاری سرپرست، ابتدای سلسله علل مشکلات خانواده می باشد، فرزند ارشد به علت فقر خانواده فشار زیادی رو تحمل میکنه و به گفته مادرش در اثر فشار مالی در مسیر تصادف میکنه و کشته میشه، موج ناامیدی فرزندِ ناخلف این شرایط میشه و انرژی زندگی رو از بین می بره، دخل و خرج همخوانی ندارد و بدهکاری ها عقلا باید افزایش یابد، فرزند دوم به جای اشتغال در اثر فشارهای روانی دچار سهل انگاری و استرس میشود و گرفتار سوختگی، فشارها بالا میرود و طبق قوانین طبیعت افسردگی مولود ناخوانده ی این شرایط می شود. دختر بزرگ قربانی همسر معتاد می شود، اعتیادی که خود معلول علل متعددی در جامعه است. شرایط فرهنگی و فقر، دختر را مجبور به گفتن بله ای غیرعاقلانه کرده است. فقر مساوی میشود با تغذیه ناسالم و نهایتا منجر به بیماری های قلبی عروقی زن، خرابی دندان نیز منجر به مشکلات گوارشی شده است، همه اینها بر خانواده فشار آورده و فرزندان را در آستانه خودکشی قرار داده است و مادر نیز که از همه جا بریده حتی به مرگ فرزندان راضی شده است! دولت خدمات بیمه ای مناسب ارائه نداده است لذا هزینه های درمان سرسام آور است. کاری از دست خیریه ها هم بر نمی آید. فرزند درس خوان نمی تواند ادامه تحصیل دهد و به علت بیکاری در آستانه بزهکاری قرار دارد. مشکل منزل هم که مشکلیست نه منحصر به آنها بلکه اکثریت جامعه و….

هدف از این اطناب و زیاده گویی رسیدن به این نتیجه است که سنت های الهی بر این جاریست که بدبختی بدبختی بیاورد و فقر رهاورد بسیاری از مشکلات شود. کمک های ما مقطعیست و اثر گذاریش مانند مُسکن است. بدبختی باید ریشه ای بنیان کن شود. خدا خواسته است بدبختی بدبختی بیاورد و خانواده های فقیر روز به روز بر فقرشان افزوده شود.
آری این سنت خداست
باید به جای دعا برای تغییر این سنت که امری محال است سنت های دیگر الهی را در جامعه اجرا کنیم.
1396/06/11


خوشحال می شوم نظرتون رو راجع به این نوشته در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.


برچسب:
1 دیدگاه
  • مسعود 6:06 ق.ظ آذر 3, 1396 پاسخ

    واقعا باید تلاش کنیم فقر رو اصولی ریشه کن کنیم… اصولی

یک دیدگاه بنویسید