هفت رفتاری که می بایست در هم بنیانگذار خود بیابید

نویسنده: نیل پاتل

مترجم: مسعود مردیها

منبع: فوربس Sep 3, 2015

انتخاب یک هم بنیانگذار مانند انتخاب یک شریک در زندگیست. موفقیت، شادی و ثروت آینده شما وابسته به شخصی است که برای شراکت انتخاب می کنید.

اغلب می توانید هم بنیانگذار خود را به طور طبیعی در جنب و جوش کارهای روزمره ببینید. در غیر این صورت می بایست به سختی به دنبال چنین شخصی باشید. در اینجا رفتارهایی ارائه می گردد که به نظر نویسنده برای شناخت یک هم بنیانگذار خوب مهم است:


۱- دارای مهارت هایی است که مهارت های شما را کامل می کند

شما نمی خواهید که هم بنیانگذار شما درست یک کپی از خود شما باشد. علی رغم اینکه به نظر بهتر می آید که با هم بنیانگذار خود در یک مهارت، متخصصانه به صحبت بنشینید اما شما کسی را می خواهید که مهارت های متفاوتی نسبت به شما داشته باشد.

اگر شما برنامه نویس هستید وی باید کارشناس بازار باشد

اگر شما طراح هستید او باید توسعه دهنده باشد

اگر شما درون گرا هستید او باید برون گرا باشد

وقتی شما به مهارت های مکمل می اندیشید در حقیقت به آینده تجارت خود نظر دارید. برای مثال اگر شما قصد دارید به یک جامعه زبان لاتین محصولی را بفروشید می بایست به دنبال کسی باشید با توانایی صحبت کردن به زبان اسپانیایی، یا کسی که در بازار فروش به زبان اسپانیایی دارای تجربه می باشد. اگر می دانید که در ادامه تجارت به سرمایه گذار نیاز دارید به دنبال کسی باشید که فصیحانه صحبت می کند و موثر ترغیب می نماید.

یکی از روش های انتخاب هم بنیان گذار روش یکی بسازد و دیگری بفروشد است. یکی از هم بنیانگذاران مسئول ساخت محصول و دیگری مسئول فروش آن باشد. این روش مکمل برای بسیاری از استارت آپ ها موثر است.

در مناطقی که تنوع مهارت زیاد نیست شما ممکن است با هم بنیانگذار خود نقاط مشترک مهارتی داشته باشید. برای مثال اگر هر دوی شما عاشق محصولات اپل هستید، از فضای بیرون لذت می برید، و نوع خاصی از نوشیدنی را ترجیح می دهید، این خوب هم هست. شباهت های شخصیتی اصلا مبنای رفاقت است اما وقتی این مورد در فعالیت های کاری بررسی می شود بهتر است مهارت ها به جای متمرکز بودن، متنوع باشد.


۲- توازن دیدگاه و ارزش ها

تشخیص ارزش ها و دیدگاه مشترک بسیار دشوار است اما این مورد برای سازگاری بسیار مهم و حیاتی است. قبل از اینکه به یک شراکت تن دهید مطمئن شوید که شما و شریک احتمالیتان در یک فاصله تا اهداف شرکت و ارزش های درونی قرار دارید.

بر روی این مورد دقت کنید که هم بنیانگذار شما کسی باشد که قبلا با وی تجربیاتی را داشته اید. در این تجربیاتِ عملی است که انگیزه های حقیقی آشکار و روشن می گردد. به عبارت دیگر شناخت شما بیش از یک شناخت سطحی خواهد بود.

هدف شما و هم بنیانگذارتان باید یک چیز باشد. اگر شما قصد دارید که روزی تجارت خودتان را بفروشید، ثروتمند و معروف شوید، از فیسبوک سبقت بگیرید، یا کره مریخ را به تصرف در بیاورید، هم بنیانگذار شما هم می بایست همین اهداف را داشته باشد.

این آسان است که اجازه دهیم شور و شوق استارت آپ تفاوت های ارزشی را پنهان کند. آیا همین که شما هیجان زده هستید همه چیز درست و خوب است؟ نه دقیقا!

زیر سطح این شور و شوق باید به دنبال تطابق در ارزش ها (چیزی که شما مهم می دانید) و دیدگاهها (اهداف شما) باشید.


۳- اشتیاق برای یادگیری

یک هم بنیانگذار خوب کسی نیست که زندگی اش را دیگر کامل بداند. البته درست است که شما به دنبال کسی هستید که قبلا کارهایی را امتحان کرده باشد. تجربه معلم بزرگی است. اما بهترین افرادی که مناسب حیات استارت آپی هستند کسانی می باشند که می خواهند بیشتر یاد بگیرند.

در هر استارت آپی شما در حال یادگیری هستید. بسیار زیاد. هرچه بیشتر بیاموزید بیشتر رشد می کنید – چه به صورت فردی و چه از لحاظ اقتصادی.


۴- انرژی

راه اندازی استارت آپ برای قلب دردی ها، سست اراده ها، و آهسته گام ها نیست. رشد کردن انرژی می خواهد. محورها انرژی می گیرند. تغییر مقیاس ها انرژی می خواهد. نجات یافتن انرژی می برد و …

کسی را انتخاب کنید که انرژی فراوان فیزیکی و ذهنی دارد تا در زمان های دشوار به شما کمک کنند و در زمان آرامش مداومت به خرج دهند و در همه زمان ها رشد کنند.


۵- هوش هیجانی

هوش هیجانی یا EI توانایی تشخیص و مدیریت احساسات خود و احساسات دیگران است.

موفقیت عمومی در زندگی بر مبنای توانایی مدیریت موثر احساسات شخصی استوار است. در محیط رقابتی و گاها دشوار استارت آپی، وجود هوش هیجانی بسیار ضروری است. این صحیح است که افرادی با شرایط احساسی تغییر پذیر و غیر قابل پیش بینی می توانند رهبران موفقی برای تجارت شوند اما آنها معمولا این کار را در حضور یک هم بنیانگذار دیگر به خوبی انجام نمی دهند.

زندگی استارتاپی گاهی دلایلی را برای شما فراهم می کند که خونسردی خود را از دست بدهید و حتی بر سر همکاران خود داد هم بزنید، از کوره در بروید، یا با کوهی از غم و احساس در تنهایی گریه کنید. اما موفقیت استارت آپ، می طلبد که تو با اصرار پایداری کنی، آرام باشی و به رفتن ادامه دهی.

اگر هم بنیان گذار احتمالی شما در چَنته ی خود هوش هیجانی اش را آماده داشته باشد این مورد را به عنوان یک امتیاز تلقی کنید.


۶- انعطاف

زندگی استارتاپی هرگز کسل کننده نبوده است. ممکن است صبح یک کارمند به کارتون اضافه بشود، بعداز ظهر همان روز با یک سرمایه گذار تجارتتان سرعت بگیرد و در پایان روز سطل زباله دفتر را بروید بیرون خالی کنید!

موسسین یه شرکت باید استاد انعطاف باشند، به این معنی که بتوانند تقریبا هر کاری را در هر زمانی انجام دهند. اگر کسی را پیدا کرده اید که عاشق این روش همیشه مبناست، شما کسی را یافته اید که دارای استقامت راستین همکاری با شماست.


۷- صداقت و شفافیت کامل

وقتی در حال تاسیس یک شرکت هستید راههای متفاوتی برای دزدیدن سرمایه ها، فرار کردن با مبالغ هنگفت و انجام کارهای غیرقانونی و کثیف وجود دارد.

به همین خاطر بسیار مهم است که کسی را بیابید که درستکار هم هست. نسبت به تمام چیزهایی که در یک هم بنیان گذار انتظار و آرزو دارید صریح و رک باشید و همواره بر صداقت ۱۰۰ درصدی تاکید داشته باشید.


نتیجه گیری

احتمالا قادر نخواهید بود که یک هم بنیان گذار عالی بیابید. به همان علت که انسان کاملی وجود ندارد هم بنیان گذار کاملی هم نخواهید یافت.

ممکنه با این حرف به طور کامل وا بروید اما نگران نباشید! زندگی پس از اولین شرکت یا اولین هم بنیان گذار شما به پایان نمی رسد. سرتان را بالا نگه دارید، همکار دیگری بیابید و شرکت دیگری را راه اندازی کنید.