مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

نوشته های بلاگ

بی خبری (سروده مسعود مردیها)

خرداد 6, 1396 1-- اشعار من
بی خبری (سروده مسعود مردیها)

بی خبری

من زنده شدم تا خبری از تو بگیرم
افسوس که این راه گرفتارترم کرد

صد پاره شکر لعل لبت بر لبم انداخت
زنهار که آفات دهان تلخ ترم کرد

دائم نظرم سوی لب و خال تو باید
صد حیف که صد دیده مرا شادترم کرد

امید به ایصال تو در من نه جوان است
این بی خبری سوختم و پیرترم کرد

این لحظه ی نایاب چه نایافتنی شد
نالایقی ام در طلبت خوارترم کرد

این می که بنوشیدم و اینک نه خمارم
ناخالصی اش زارتر و زارترم کرد

جامی تو بده پرده نشین از پس غیبت
بیمار شدم، جام تو بیمارترم کرد

سرودن این شعر برای حفظ قافیه و ردیف کمی بیشتر از سایر اشعار کار برد. نمی دونم چرا ولی با اینکه شعر خوبی شد بقیه شعرام بیشتر به دلم هست. هرچند این شعر رو خیلی دوست داشتم.
1396/03/05

دکلمه من


پی نوشت شاعر 

مجموعه اشعار شخصی نیازی به ذکر مقدمه ندارد چرا که دل نوشته های یک شاعر بدون مقدمه بر زبان او جاری شده و به قلمش نگاشته می شود. با این حال مجموعه پیش رو حاصل چندین سال سروده های جسته گریخته ی شاعر می باشد که قطعا خالی از اشکال و ایراد ادبی نیست و چه بسا مملوء از اشکال باشد. اما در سرودن این اشعار به دنبال اصول و اسلوب خاصی نبوده ام و تنها دل نوشته های خود را بر صفحه کاغذ آورده ام.

مجموعه اشعار مسعود مردیها PDF


خوشحال می شوم نظرتون رو راجع به این نوشته در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.


برچسب:
1 دیدگاه
  • مسعود 11:11 ق.ظ خرداد 6, 1396 پاسخ

    واقعا نسبت به خدا و حقیقت زندگی در یک بی خبری عجیبی سر می کنیم و واقعا غافلیم…
    خدا هدایتمون کنه

یک دیدگاه بنویسید