خوش است اگر... (مجموعه اشعار مسعود مردیها)

سفر خوش است اگر از سفر تو بازآیی

نظر خوش است اگر از عشق تو نظر خواهی

بجنگ مغلوبه و از عشق، جان طلب می کن

که جنگ خوش است اگر از جنگ تو بازآیی

به گلسِتان برو و دامن از چمن پر کن

که گلسِتان خوش است اگرش باغبان داری

بهای غنچه ی بشکسته ی دلت را دان

دل شکسته خوش است ار بران نظر داری

نگاه گر به بلندای سرو اندازی

که سرو چه قامت خوش است گر سر افرازی

سکوت مطرب پر طمطراق را بین

طرب خوش است اگرش بی سخن بیارایی

به جاه و مال نظر کن چه لذتی دارد

که ملک خوش است، گر فقیر آسایی

توان بازوی خود را مکن تمنایت

که اتکا خوش است گر توان ز او خواهی

مگیر دست حقارت به سوی بدخواهان

که مرگ خوش است گر که ننگ را حذر داری

گناه را گنه کار نشایدش گفتن

گنه خوش است گر ز ملک او برون آیی

 _________________

۱۳۹۵/۱۱/۲۱


 مقدمه مجموعه اشعار

مجموعه اشعار شخصی نیازی به ذکر مقدمه ندارد چراکه دل نوشته های یک شاعر بدون مقدمه بر زبان او جاری شده و به قلمش نگاشته می شود. با این حال مجموعه پیش رو حاصل چندین سال سروده های جسته گریخته ی شاعر می باشد که قطعا خالی از اشکال و ایراد ادبی نیست و چه بسا مملوء از اشکال باشد. اما در سرودن این اشعار به دنبال اصول و اسلوب خاصی نبوده ام و تنها دل نوشته های خود را بر صفحه کاغذ آورده ام.

دانلود مجموعه اشعار

download