مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

نوشته های بلاگ

تعهدات بدون یقه (مسعود مردیها)

تعهدات بدون یقه (مسعود مردیها)

تعهدات بدون یقه

چند روز پیش که مشغول صحبت با مدیر عامل متشخص یکی از شرکت های موفق آی تی در مشهد بودم و در مورد مسائلی صحبت می کردیم در خلال بحث، ایشون جمله ای رو بیان کردند که ذهن من روی ابعاد و اهمیت اون جمله متمرکز شد. وقتی من به ایشون پیشنهادی برای بهتر شدن کار دادم ایشون گفتند:

ما اول تعهدات قبلیمون به مشتریا رو باید حل کنیم که یقه ی ما رو نگیرند!

جمله در ظاهر جمله ای رایج است اما حرفهایی در خود دارد. این جمله به ایدئولوژی مهمی اشاره می کند و آن اینکه هر تعهدی باید یقه ای هم داشته باشد. اصلا تعهد بی یقه می تواند مصداق کلاهبرداری و دروغ باشد. مگر می شود تعهدی تعهد باشد اما یقه ای برای چسبیدن در دست مخاطب قرار ندهد. مشکل جامعه امروزی ما این است که مسئولین هم یقه ندارند. روحانیت یقه ندارد. مدیران خرد و کلان لباس های بدون یقه می پوشند! برای همین است که نمی توان آنها را نسبت به تعهدات ضایع شده بازخواست کرد. وعده های انتخاباتی بدون نتیجه، قراردادهای بدون پشتوانه، وعده آب و نان، عدم رعایت زمان بندی در تعهدات، بی توجهی به سرمایه های عمومی و ملی، تخریب محیط زیست، مهریه های آنچنانی و …. همه و همه تعهدات بدون یقه ای هستند که مثل نقل و نبات صادر می کنیم. اصلا این گونه بگویم اگر کسی تعهدی می دهد باید قبل از آن یقه اش را در اختیار مخاطب قرار دهد که اگر عمل نکرد آن را بچسبند. این تازه یک مرحله از پیشرفت است که ما با آن بسیار فاصله داریم. بارها شنیده ایم در ژاپن فلان مسئول به خاطر اشتباهی کوچک استعفا می دهد. ژاپن مرحله ایده آل تعهد را اجرا می کند. در آنجا خوده شخص قبل از اینکه کسی وارد عمل شود یقه ی خود را می چسبد! واقعا جالب است. خلاصه اینکه در هر سطحی هستیم و هر سمتی داریم یاد بگیریم تعهد بدون یقه ندهیم! و قبل از پذیرفتن تعهد کسی ببینیم آیا یقه ای برای چسبیدن دارد یا نه.

این مطلب را می توانید در اینستاگرام من دنبال کنید

 

View this post on Instagram

 

تعهدات بدون یقه چند روز پیش که مشغول صحبت با مدیر عامل متشخص یکی از شرکت های موفق آی تی در مشهد بودم و در مورد مسائلی صحبت می کردیم در خلال بحث، ایشون جمله ای رو بیان کردند که ذهن من روی ابعاد و اهمیت اون جمله متمرکز شد. وقتی من به ایشون پیشنهادی برای بهتر شدن کار دادم ایشون گفتند: ما اول تعهدات قبلیمون به مشتریا رو باید حل کنیم که یقه ی ما رو نگیرند! جمله در ظاهر جمله ای رایج است اما حرفهایی در خود دارد. این جمله به ایدئولوژی مهمی اشاره می کند و آن اینکه هر تعهدی باید یقه ای هم داشته باشد. اصلا تعهد بی یقه می تواند مصداق کلاهبرداری و دروغ باشد. مگر می شود تعهدی تعهد باشد اما یقه ای برای چسبیدن در دست مخاطب قرار ندهد. مشکل جامعه امروزی ما این است که مسئولین هم یقه ندارند. روحانیت یقه ندارد. مدیران خرد و کلان لباس های بدون بقه می پوشند! برای همین است که نمی توان آنها را نسبت به تعهدات ضایع شده بازخواست کرد. وعده های انتخاباتی بدون نتیجه، قراردادهای بدون پشتوانه، وعده آب و نان، عدم رعایت زمان بندی در تعهدات، بی توجهی به سرمایه های عمومی و ملی، تخریب محیط زیست، مهریه های آنچنانی و …. همه و همه تعهدات بدون یقه ای هستند که مثله نقل و نبات صادر می کنیم. اصلا این گونه بگویم اگر کسی تعهدی می دهد باید قبل از آن یقه اش را در اختیار مخاطب قرار دهد که اگر عمل نکرد آن را بچسبند. این تازه یک مرحله از پیشرفت است که ما با آن بسیار فاصله داریم. بارها شنیده ایم در ژاپن فلان مسئول به خاطر اشتباهی کوچک استعفا می دهد. ژاپن مرحله ایده آل تعهد را اجرا می کند. در آنجا خوده شخص قبل از اینکه کسی وارد عمل شود یقه ی خود را می چسبد! واقعا جالب است. خلاصه اینکه در هر سطحی هستیم و هر سمتی داریم یاد بگیریم تعهد بدون یقه ندهیم! و قبل از پذیرفتن تعهد کسی ببینیم آیا یقه ای برای چسبیدن دارد یا نه.

A post shared by Masood Mardiha (Ebrahim) (@masoodmardiha) on


خوشحال می شوم نظرتون رو راجع به این نوشته در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.


برچسب:
2 دیدگاه
  • همکار و برادرت محمد امینی 6:21 ب.ظ دی 26, 1398 پاسخ

    مسعود جان عالي بود وتبريك بابت دقت در نگاهت
    ولي بنظرم ؛
    اكثر ماها مخصوصا ما مسلمونا باگفتن يك كلمه يا يك واژه مثل اميدوارم يا اميد بخدا و يا انشالله به راحتي تعهد ميديم و يقه ي تعهد را به بقيه نشون ميديم و از بارمسووليتش كم ميكنيم و راه فراري براي اين قضيه ميگذاريم البته ي جورايي هم داريم درست انجام ميديم چون خبر از آينده نداريم ولي بهرحال اين همان كلاه شرعي است كه سرهم ميگذاريم و از گفتن كلمه ي قطعي حتما و مطمعنا فرار ميكنيم كه البته از ديدگاهي هم درسته …خلاصه يقه هاي محكمي بايد بست و اين در چهارچوب قرارداد و قانونمندي بهتر به نتيجه ميرسد

    • مسعود مردیها 6:22 ب.ظ دی 26, 1398 پاسخ

      ممنونم ازت محمد جان. بله باهات موافقم. از این زاویه هم میشه قضیه رو بررسی کرد

یک دیدگاه بنویسید