مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

نوشته های بلاگ

باران را دوست دارم

اردیبهشت 9, 1396 2-- دست نوشته ها
باران را دوست دارم

هیچ گاه تا این حد باران را دوست نداشته ام

لحظه عجیبی است!
قطره های ریز باران غوغا میکنند.
کاش چیز دیگری از آسمان خواسته بودم
کاش آسمان همواره مثله الان، بی توجه به همچو منی ببارد.
دانه های عشق میشوید غبار ماندگار این خیابان را
دیوانه ای را میبینم که از رقص جاری آب به وجد آمده است
صدای رعد از پُری دل آسمان حکایت دارد.
دارد بر حال بد ما میگرید بلکه حالمان خوشتر شود.
میترسم باران تمام شود و زمان سرودنم نیز به پایان رسد.
با عجله مینویسم…
آنقدر شگفت زده ام که میترسم نوشته هایم فقط نوشته باشد خالی از حس خوب باران
در مغازه رو برو کارگر لالی است که واقعا دارد فریاد میزند. چه فریاد شادی
مجنونی دیگر اینک از جلویم رد شد و سلام کرد
چه غوغاییست؟!
دیوانگان زیر باران پرسه میزنند!
همین است
باید مجنون باران شد تا از دل پُر آسمان باخبر شویم
باران تمام شد!
چقدر زود گذر است مرهم قلب های بیمار ما
هیچ گاه تا این حد باران را دوست نداشته ام…

مسعود مردیها
عصر شنبه 1396/02/09 زیر باران


پی نوشت شاعر 

مجموعه اشعار شخصی نیازی به ذکر مقدمه ندارد چرا که دل نوشته های یک شاعر بدون مقدمه بر زبان او جاری شده و به قلمش نگاشته می شود. با این حال مجموعه پیش رو حاصل چندین سال سروده های جسته گریخته ی شاعر می باشد که قطعا خالی از اشکال و ایراد ادبی نیست و چه بسا مملوء از اشکال باشد. اما در سرودن این اشعار به دنبال اصول و اسلوب خاصی نبوده ام و تنها دل نوشته های خود را بر صفحه کاغذ آورده ام.

مجموعه اشعار مسعود مردیها PDF


خوشحال می شوم نظرتون رو راجع به این نوشته در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.


برچسب:
1 دیدگاه
  • مسعود 11:55 ق.ظ اردیبهشت 9, 1396 پاسخ

    چقدر لحظه ی ثبت این رویداد طبیعی به من سخت گذشت. با اینکه برای ثبت آن به شدت درگیر بودم ولی نتوانستم حق مطلب را ادا کنم.

یک دیدگاه بنویسید