وصف خویش

شبها به خوابی و روزها به خور

این بند شهوت و میلت زدل ببر

گر نیک در سرانجام خویش بنگری

این شهوت شکم نبرد راکبی ز پل

ای وای از تکبر که از مرگ بدتر است

این سم مهلکی است که موحد کند کُفُر

در روزگار خویش گرفتار خود شدم

زیرا زدم به بندگی خویش دیده زل

نفس سخیف من به خود آنقدر تکیه زد

تا رب به تیغ ببرید بنیان ما زکل

شد قلب پر ز کبر ما از نور او تهی

شد قلب ما ز تیرگی جهل همچو ظل

توحید من به شرک جلی شد بدل در او

قلبی که کبر پرپرش بکرد همچو گل

تبدیل شد همه اخلاص ما نفاق

قلبم بشد متموج چو رود کر

آنگاه کاو بگفت لا تذنب لا تتوب

فعلم بشد ز گناه و ز توبه پر

از حضرتش شنیدم که گفت گر مومنی

از یک دریچه دو نیش تو مخور

آنقدر از دریچه ی شرک و ریا شدم جروح

کاین دو که او بگفت سهل است صد کرور

حاصل بود نصیحتی به تو ای یار خوب

بر ظاهر کسی تو مبر ظن حر

این ظاهر نکوست در دیده عیان از جمال من

ورنه درون سینه ام ز شرور است پرِّ پر

الحمد باشد لهو که اوست

ذو انتقام ولیکن ز رحمت چو برگ گل

الحق که ما عرفناه حق معرفت

ور نه دلی که شناختش نیست در بند و غل

__________

۱۳۸۷


 مقدمه مجموعه اشعار

مجموعه اشعار شخصی نیازی به ذکر مقدمه ندارد چراکه دل نوشته های یک شاعر بدون مقدمه بر زبان او جاری شده و به قلمش نگاشته می شود. با این حال مجموعه پیش رو حاصل چندین سال سروده های جسته گریخته ی شاعر می باشد که قطعا خالی از اشکال و ایراد ادبی نیست و چه بسا مملوء از اشکال باشد. اما در سرودن این اشعار به دنبال اصول و اسلوب خاصی نبوده ام و تنها دل نوشته های خود را بر صفحه کاغذ آورده ام.

دانلود مجموعه اشعار

download