ذهنی سازی رمز زندگی کم تنش Mentalize

ذهنی سازی رمز زندگی کم تنش Mentalize
شاید زبانت خوب نباشه ولی امروز می خوایم یه واژه ی خاص و نجات بخش رو با هم دیگه یاد بگیریم تا اگه کسی بهمون گفت زبان بلدید بگیم آره خیلی! و اگه کسی گفت زبان واقعا توی زندگی به چه دردت خورد بگی من در لحظه ی لحظه ی زندگیم از زبان استفاده می کنم. خیلی مهمه که این لغت رو یاد بگیریم چون قراره برای ذهنمون نقش لنگرگاه رو پیدا کنه.
اون واژه چیزی نیست جز منتالایز mental در انگلیسی معنی میده ذهنی و با پسوند ize هم فعل می سازن. ساده و خلاصش میشه ذهنی سازی. Mentalize
تکرار کن و خوب یادش بگیر، البته اگر می خوای حال روابطتت بهتر بشه
خب حالا بریم کمی ساده و کاربردی توضیحش بدیم. یه نفس عمیق بکش و چند دقیقه حواستو اینجا جمع کن
تا حالا شده یکی یه حرفی بهت بزنه و کل روزت بههم بریزه؟
مثلاً یه همکار بی دلیل یه جملهی تندی بهت میگه، یه دوست جواب سردی میده، یا یکی بیحوصله و کوتاه باهات حرف میزنه، مغازه دار بد حرف می زنه، یکی توی خیابون بهت فحش میده با اینکه تو کار خیلی بدی هم شاید نکردی ، معلم بی دلیل بهت گیر میده و هزار تا مثال دیگه
و تو معمولا با خودت میگی
«دیدی چجوری حرف زد؟»
«حتماً ازم ناراحته.»
«منو جدی نگرفت.»
«داشت تحقیرم کنه.» و هزار واکنش دیگه. حتی ممکنه باهاشون درگیر بشی و چندتا فحش آبدارم تو بدی
اینجا دقیقاً همون نقطهایه که یه مهارت خیلی مهم میتونه نجاتمون بده:
**منتالایز کردن.**
منتالایز کردن دقیقا یعنی چی؟
یعنی وقتی از رفتاری رنجیده میشیم، فقط به ظاهر اون رفتار نچسبیم. یک لحظه مکث کنیم و از خودمون بپرسیم:
الان تو ذهن این آدم چی میگذره؟ چی باعث شده که این شخص چنین رفتاری از خودش نشون بده؟
یعنی به جای اینکه فوری نتیجه بگیریم «این رفتار علیه منه»،
این احتمال رو هم در نظر بگیریم که شاید اصلاً ماجرا دربارهی ما نیست و این رفتار در حقیقت واکنشی علیه خود فرد و شرایطشه و ما ناخواسته در معرضش قرار گرفتیم.
مثال بزنم.
فرض کن وارد خونه میشی، و یکی از اعضای خونواده خیلی سرد جواب میده.
ذهن ما معمولاً سریع میره سمت این برداشت که:
«حتماً از من ناراحته.»
اما وقتی منتالایز میکنیم، می تونیم موضوع رو در محدوده ی خود اون شخص بررسی کنیم و اجازه ندیم که وارد حوزه ی ذهنی ما بشه و دنبال دلیلی در خودمون بگردیم تا علت رفتار اون شخص رو بفهمیم. وقتی منتالایز می کنی می تونی بگی
حتما خستس
شاید سر کار تحت فشار بوده
ممکنه ذهنش درگیر یه موضوع جدی باشه
میبینی؟
همین چند ثانیه مکث و تامل هوشمندانه یا به اصطلاح خودمون mentalize کردن، احساس ما رو مدیریت می کنه و رفتار رو در محدوده ی روان فرد مقابل نگه می داره و در مرحله نخست اجازه ورود احساسات ناشی از رفتار اون رو به محدوده شخصیمون نمیده. در این صورت ما می تونیم بدور از هیجانات منفی القا شده طرف مقابلمون رو بهتر ببینیم و مناسب تر با شرایط کنار بیایم.
اگر کسی منتالایز کردن رو در این شرایط بلد نباشه ممکنه بی درنگ، بی توجهی و رفتار طرف مقابل رو به خودش بگیره و یه واکنش احساسی نشون بده. مثلا بگه باز می خای پاچه ی ما رو بگیری؟!
به همین راحتی رفتار طرف مقابل وارد ذهن ما میشه و ما رو وادار به واکنش می کنه. رفتاری که ماله اونه و ربطی هم شاید به ما نداره.
منتالایز کردن یعنی تلاش برای دیدنِ ذهنِ پشتِ رفتار. خوب دقت کن! ذهنِ پشتِ رفتار و نه خوده رفتار
یعنی به خودمون یادآوری کنیم که رفتار آدمها از خلأ که نمیاد؛
از احساسها، ترسها، سوءبرداشتها، خستگیها و زخمهاشون میاد.
خسته که نشدید؟! داریم زبان کار می کنیم. زبان زندگی
یه مثال دیگه.
فرض کن یکی از دوستات دیر جواب پیامتو میده.
ذهن ما چی کار میکنه؟
شروع میکنه داستان ساختن:
«دیگه براش مهم نیستم.»
«حتما عمداً جواب نمیده.»
«نکنه کاری کردم»
اما وقتی منتالایز میکنی، یه احتمالات ساده ای رو می تونی وارد کنی. مثلا میگی
شاید حالش خوب نیست.
شاید الان انرژی ارتباط گرفتن نداره.
شاید درگیر یه مسئله شخصیه که اصلاً ربطی به من نداره.
حالا دقت کن…
منتالایز کردن به این معنا نیست که همیشه حق با دیگرانه یا هر رفتار بدی رو از دیگری توجیه کنیم یا مرز نذاریم.
نه.
منتالایز کردن فقط کمک میکنه قبل از اینکه زخمی و دفاعی واکنش نشون بدیم،
یک تصویر کاملتر ببینیم.
فرقش با توجیهگری اینه که ما داریم **فهمیدن رو به شرایط اضافه میکنیم، و قصد توجیه رفتار زشت اون شخص رو نداریم و یا تلاش نداریم هر گونه خطایی رو از خودمون رفع کنیم.** ما فقط داریم عنصر فهمیدن رو به شرایط پیش رو اضافه می کنیم و در راستای عزت نفس شروع به خودخوری و سرزنش بی دلیل خودمون نمی کنیم بلکه رفتار رو ذهنی سازی می کنیم و سعی می کنیم ببینیم فرد تحت تاثیر چه شرایطی چنین اقداماتی رو داره انجام میده.
فهمیدنِ دیگری، به معنای تأیید کردنِ رفتار اون نیست.
اما کمک میکنه بیدلیل وارد جنگی نشیم که اصلاً مال ما نبوده.
خیلی از درگیریهای ما از همین شخصیسازیهای سریع میاد.
ما رفتار رو میبینیم، ولی ذهن پشتش رو نمیبینیم.
و چون نمیبینیم، سریع خودمون رو وسط ماجرا میذاریم.
منتالایز کردن یک فاصلهی سالم و ایمن ایجاد میکنه.
این فاصله هم ما رو آرومتر میکنه،
هم رابطههامون رو سالمتر نگه میداره و از کلی مشکل جلوگیری می کنه.
و یه چیز مهمتر…
وقتی ما سعی میکنیم ذهنِ دیگری رو ببینیم،
احتمال اینکه بتونیم روش اثر مثبت بذاریم و باهاش همدلی کنیم خیلی بیشتر میشه.
آدمی که تحت فشاره، با حمله آروم نمیشه.
اما وقتی حس کنه دیده شده، درکش کردن،
خیلی راحتتر نرم میشه.
پس دفعهی بعدی که رفتاری اذیتت کرد،
قبل از اینکه بگی «چرا اینطوری با من رفتار کرد؟»
یه سؤال دیگه هم اضافه کن:
«الان در درونش چی میگذره؟»
شاید همهچیز دربارهی تو نباشه.
شاید تو فقط به لحظهای از آشفتگی او برخورد کردی.
منتالایز کردن یعنی همین:
دیدنِ انسان، نه فقط رفتار.
دیدنِ ذهن، نه فقط کلمه.
و انتخابِ پاسخ، به جای واکنش.
و باور کن همین چند ثانیه مکث،
میتونه کیفیت رابطههات رو متحول کنه. روابط عاطفی، روابط دوستانه و فامیلی
امیدوارم پیام من رو گرفته باشی، من سالهاست با این روش مرزبندی های مناسبی برای روان خودم درست کردم. با منتالایز کردن می تونیم از لحاظ روانی سالم تر زندگی کنیم و به دیگران بهتر کمک کنیم و از احساساتشون بیشتر با خبر باشیم و کیفیت روابطمون رو توسعه بدیم.
خوشحال می شم نظرتون رو در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.