عکس ها، خاطره ها و حرفهایش

عکس ها، خاطره ها و حرفهایش
بعد از یه سفر دسته جمعی و خاطره انگیز به شیراز با فامیل و تجربه ی کلی احساسات خوب، داشتم عکس های اون سفر رو می دیدم. کلماتی در ذهنم می چرخید. سریعا نوشتمشون و یه پادکست ساده و خودمونی هم ازشون ساختم.
من فکر می کنم خاطره ها از خود واقعه ها جذاب ترند. آدم وقتی یه چیزی رو تجربه می کنه ممکنه ارزش اون لحظه رو نتونه به درستی درک کنه ولی وقتی مدتی بعد میشینه و با خودش خاطره ها و عکس ها رو مرور می کنه انگار دیگه حضورش جسمانی نیست و میره به یک سفر روحانی، روحش پر می کشه به اون لحظه ی خاص و کلی لذت می بره، با دردها درد می کشه و با شادی ها می خنده. آخه میگند شادی در کنار غمِ که معنا پیدا می کنه. وقتی بعد مدتی نشستی و غم دوری داری و خاطره ها رو مرور می کنی و چندتا عکس قدیمی رو می بینی انگار شادی اون خاطره ها بیشتر معنی میده. وقتی تنهایی انگار عکس های دسته جمعی بیشتر جذابه و وقتی غمگینی لحظه ی خندیدن یک عکس پر رنگ تر و کمیاب تر به نظرت میاد. تازه می فهمی دور هم بودن و شاد بودن چه ارزش بالایی داشته و اون زمان ها چه زود گذشته.
همیشه وقتی آدم ها هستند ما نمی تونیم ارزش بودنشون رو درک کنیم ولی وقتی به قاب خاطره ها می پیوندند اون موقس که تازه تک تک حرفای سادشون هم به خاطرمون میاد. اونجا حتی می تونیم با یه کلمه عادی از اونها ساعت ها گریه کنیم. نمی دونم چه خصلتیه آدم داره که وقتی کسی دیگه بینمون نیست و ما داریم خاطره هاش رو می بینیم، حتی با خندیدن هاش هم گریه می کنیم. یه فیلم ساده از شوخیش که ساعت ها باهاش می خندیدیم اشک ما رو در میاره.
خاطره ها و عکس ها دائما دارند معناشون رو تغییر میدند. باید تلاش کنیم همیشه معنیشون خوب باشه. آدمای توی عکسا تا زنده اند باید ما رو بخندونن و زمانی که دیگه قاب عکس رو ترک کردند باید بتونیم براشون گریه کنیم. عکسا این پیام رو به ما میدند که تا زنده ایم قدر هم دیگه رو بدونیم و مراقب هم باشیم تا معنی اون همه خاطره هیچ وقت عوض نشه. همدیگه رو ببخشیم تا باز هم بتونیم عکسها رو همون طوری که هست نگاه کنیم. شاید یک عکس یکبار گرفته بشه ولی برای اینکه همون معنای زیبا رو بده باید براش تا آخر عمر تلاش کنیم…
خوشحال می شم نظرتون رو در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.