شعر آدمیزاد فراز است و فرود – مسعود مردیها

آدمیزاد فراز است و فرود
Human
شعر آدمیزاد از مسعود مردیها
18 آذر 1402 درست وسط انجام کارها ناگهان جمله ای از ذهنم رد شد که می گفت آدمیزاد فراز است و فرود. فهمیدم چیزی از درون می خواهد تراوش کند. فورا کار را تعطیل کردم و خودکار بدست گرفتم. این شعر در چند دقیقه از ذهنم بر صفحه کاغذ آمد. این شعر رو با صدای خودم هم خواندم. البته یک بیتش رو یادم رفته بود از نسخه دست نویس اینجا بیارم که در خوانش متن وجود ندارد.
آدمیزاد فراز است و فرود
یک وداع است پی لفظ درود
عقل، عاجز بِنَهادَست حزین
سر تعظیم به درگاه شهود
او که می خواند ز این مکتب و درس
شده سرگشته ی این چرح کبود
حال ما چهره ماه است در اندیشه آب
واقعی! لیک! چه دور است ز بود
نا امیدان به کسی دل بستند
کان کسی بود که انگار نبود
تاریخ انتشار مطلب - شنبه, 18 آذر, 1402
خوشحال می شم نظرتون رو در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
Tags: شعر