خب حالا که چی؟! (پادکست)

خب حالا که چی؟! (پادکست)
حدود 80 90 روز از قطعی اینترنت اینجا می گذره و از دیروز به صورت قطره چکانی داریم وصل میشیم. عموم مردم فقدان اینستاگرام و تلگرام رو حس می کنند و قطعی اینترنت رو مساوی با قطعی این دو شبکه بی نظیر اجتماعی می دونند. خب صادق هم باشیم ترافیک پورن هاب هم از سمت ایران کم میشه و به صورت کاملا غیر محسوس و غیرملموس عموم مردم عدم اتصال به این وب سایت ها رو مساوی با قطعی اینترنت می دونن. من کاری به طبقه ی متخصص توی این حوزه ندارم که چقدر آسیب دیدند و خودم هم یه جورایی به خاطر ماهیت شغلیم از این طبقه محسوب میشم. اینترنت برای عموم مردم یعنی همونایی که گفتم و مخاطب اندیشه های این پادکست هم عموم مردمند
از زمان وصل اینترنت و خبر اتصال و اولین کانکت موفقی که با سایفون تونستم بزنم احساساتی رو در ذهنم می بینم که ماله من فقط نیست و طبق تجربه می دونم اکثر آدم ها ممکنه احساسش کنند. من فقط احساساتم رو دارم می بینم و شاید این کار رو آدم ها کمتر انجام بدند و هدفم از ضبط این اپیزود این بود که اگر چنین احساسی رو شما هم تجربه کردید بهش بهتر توجه کنید. چندتا نکته و مطلب هم دارم که در ادامه عرض می کنم خدمتتون./
یکی از احساساتی که موقع اتصال به اینستاگرام به ذهنم اومد این بود که انگار نمیخواستم وصل بشم. انگار تازگی وصل برام ناآشنا بود و دلم می خواست این تجربه به تعویق بیفته تا چیزی باشه که برای رسیدن بهش انگیزه داشته باشیم. انگار حالمون با نداشتن و فراق و تلاش برای رسیدن و وصال و گلایه از نرسیدن خوب بود. اون همه دوریو قطعی حالا به وصل شدن داره منجر میشه و خب حالا که وصل شدیم چی؟! قرار بود چیکار کنیم که حالا باید انجام بدیم. شنیدی میگند وصال مدفن عشقه. قبلا یه متنی نوشته بودم با موضوع در ستایش فراق توی سایتم هست. این فراقه و نداشتنه انگار خودش می تونه هدف بشه. هدفی که نوعی غم با نشاط داره. نوعی امید نهفته به وصال که تا قبل از وصل شدن پایداره و لذت بخشه. به نظر من لذتی که در فراق وجود داره در وصال پیدا نمیشه.
حافظ فراق رو جالب توضیح میده
مشتاقی و مَهجوری دور از تو چنانم کرد
کز دست بخواهد شد پایابِ شکیبایی
هلالی که شاعر گمنامی هم هست بین مردم خودم هم خب کمتر میشنتاسمش نوروزش را در فراق یار تار می بیند و به خدا ازین فراق به زیبایی گلایه می کند طوری که آدمی دلش نمی خواهد انگار او به وصل برسد!
روز نوروزست، سرو گل عذار من کجاست؟
در چمن یاران همه جمعند یار من کجاست؟
مونسم جز آه و یارب نیست شبها تا بروز
آه و یارب! مونس شبهای تار من کجاست؟
خلاصه اینکه انگار طبع شاعرا توی فراق گل می کنه. به نظر من فراقه براشون جذابه با اینکه ته همه شعراشون وصاله ولی گل کارشون توی فراق شکوفه می زنه.
بازآ که در فراق تو چشم امیدوار
چون گوش روزهدار بر اللهُ اکبر است
به چه تعبیری چه تعبیری
همه این ها رو گفتم که بدونیم خوده این نداشتنه یه حال خوش خاصی می تونه داشته باشه. اینکه با شرایط محدودیت بسازیم، گلایه کنیم، حوصلمون سر بره، بریم توی روبیکا و چیزی پیدا نکنیم، توی بله دنبال چندتا استوری با حال بگردیم و ویدئوش دانلود نشه، اینا با اینکه استاندارد نیست ولی من دنبال یه مفهومی اون پشت و پسل های این فقدان می گردم. خلاصه که نداشتنه یه جذابیتی داشت و حالا که وصل شدیم انگار همش فروریخته و میگیم خب که چی. این همون اینستاگرام قبلیه و باز ملالی زودهنگام…. من فک کنم آدمای توی کره شمالی خیلی هم بابت قطع اینترنت احساس بدی ندارند. آخه عادت کردند. ذهن عادت می کنه. شاید هم امید روزهای رهایی از استبدادشون براشون جذابه. چیزی برای مبارزه دارند. چیزی برای جنگیدن هست. یه زمانی می گفتم خانم های این کشور برای آزادی حجابشون چقدر مبارزه کردن و حالا که رسیدن میگن خب حجاب ندارم، حالا چیکار باید بکنم؟! یعنی تا زمانی که بدست نمیاری حس خوب مبارزه و تلاش داری ولی وقتی می رسی به هدفت انگار مثل یه لاستیک پنجر خالی میشی. سوال می پرسی خب حالا مسئله ی اصلی من چیه ؟ کار اصلی من کجاست؟ حالا که حجاب ندارم آیا حالم خوبه؟ چه طور باید حالم رو خوب کنم؟
این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حال همه خوب است، من اما نگرانم
چیزی که میان تو و من نیست غریبی است
صد بار تو را دیدهام ای غم به گمانم؟
ما در نهایت هدف اصلی زندگیمون رو باید پیدا کنیم. ایکیگایی، وکیشن، رسالت هرچی می خوای اسمش رو بزار.
مطلب بعدی که میخ وام بگم اینه که زمانی که توی اینستاگرام بودیم و باز بود، منظورم قبل جنگه، حالمون خوب نبوده. تعارف نداریم. اینستاگرام افسردگی و ملال کسی رو درمان نکرده بود که حالا بخواد اتفاق تازه ای رو با وصل مجددش رقم بزنه. پس فکر نکنیم که اتصال قراره اتفاق تازه ای در روح ما رقم بزنه. کار درونی به این چیزها ربطی نداره. بگردیم ببینیم باید برای ارتقای درونیمون چیکار کنیم.
یه حس دیگه ای هم که قطعی ها داشت این بود که ارزش و پیچیدگی پلتفرم های خارجی رو می تونیم لمس کنیم. روبیکا در مقابل تلگرام اصلا نباید قرار بگیره. ایتا مثل تلگرام هست ولی مثل تلگرام نیست. توی بله میشه استوری گذاشت ولی استوری که توی اینستاگرام میزاشتیم رو نه! اینم یه نکته دیگه. یه مدت نداشتن آدم رو قدردان می کنه.
نکته بعدی این که به نظرم تلاش شبکه های داخلی هم قابل تقدیره و نباید بی انصاف هم باشیم. این ها محدودیت های زیادی دارند و گرونی و منابع ناکافی نمیزاره رشد لازم رو بکنند. من به شخصه بله رو دوست داشتم و پاکش نمی کنم و اگه کسی بهم بگه بله رو نگه می داری میگم بله!
یه نکته روانی هم بگم و اون اینکه آدما دوست دارند به وضعیت قبلی که مدتی توش بودند بچسبند. وقتی اینستا و تلگرام وصل بود کسی سراغ این داخلی ها نمیومد تا اینکه روزهای قطعی زیاد شد. ما دیگه بالجبار اونجا نبودیم. مقاومت هامون متفاوت بود و یه عده زود اومدند توی شبکه های داخلی و یه عده دیرتر، یه عده هم میشناسم که هنوز نیومدند. همه میخواستیم به نوعی بمونیم و مقاومت داشتیم. بعد که اومدیم داخلی ها و 90 روز عادتمون دادند به این شبکه ها انگار دیگه دلمون نمی خواد بریم دوباره اینستاگرام و تلگرام. حالا این حرف من مطلق نیست ولی اگر کسی این احساس رو تجربه کرد بدونه که این همون چسبیدن به وضعیت قبلیه. مغز ما نمی خواد شرایط جدید رو بپذیره. حاضر کانفیگ دو میلیونی بخره و به دوستش پیام بده ولی نره توی بله. یا بر عکس امکانات محیرالعقول تلگرام رو بی خیال بشه چون 90 روز به روبیکا عادت کرده. این مغزه ماست. به نظرم تجربه ی چیزهای جدید با اینکه گاهی دردسره و عادت نداریم کاره خوبیه و نباید ذهنمون روی یه حالت قفل بشه.
یه چیز جالبی هم بگم. یه رفیق دارم دیشب بهم پیام داد که مسعود من 90 روزه پورن ندیدم و دیشب وقتی کانکت شدم رفتم یه سر پورن هاب. با اینکه هیچ احساسی هم قبلش نداشتم و این دوره 90 روزه ی پاکسازی اجباری خیلی خوب بوده و عالی ولی نیم دونم چرا وقتی می خوام تست اتصال بگیرم با پورن هاب تست می گیرم و دیشب هم یه چند دقیقه ای چرخیدم توش. باهاش کمی حرف زدم و نکاتی رو بهش منتقل کردم. گفتم بهش اگر از این 90 روز دوری فکر می کنی حالت ارتقا پیدا کرده مجدد نرو سراغش. روی افکارت متمرکز شو و سعی کن حالا یه دوره با اختیار خودت فاصله بگیری. این نسخه عمومی نیست ولی هرکسی که اهل پورن بوده به این مطلب یه توجه مناسبی بکنه و در موردش بر اساس ویژگی های خودش درون نگری بکنه.
دیگه حرف خاصی ندارم و سرفصل های این پادکست رو خیلی سرعتی و دلی موقع رانندگی نوشتم توی گوشیم و بعدم یه 20 دقیقه ای روش وقت گذاشتم و تکمیلش کردم. بازخوردهاتون برام مفید بوده پس از من دریغ نکنید.
خوشحال می شم نظرتون رو در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.