مسعود مردیها

کارآفرین

طراح سایت

مترجم و مدرس

طراح گرافیک

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

مسعود مردیها

کارآفرین

طراح سایت

مترجم و مدرس

طراح گرافیک

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

نوشته های بلاگ

دلنوشته ای از مسعود مردیها – روز مادر

دلنوشته ای از مسعود مردیها – روز مادر
Mother
The women Day

دلنوشته ای از مسعود مردیها

چه شد مهرت به دل افتاد و جان برد?
دژ اندیشه را سیلاب سان برد?
منی کو این قدر محتاط بودم
کدامین عشوه ات ایمانمان برد
مرا راضی نمود و راضیم من
که این راضی شدن بنیانمان برد
ز عشقت مر سپهری شد نمایان
که طوفان جدایی را توان برد
تعارض نقطه تهدید ما نیست
تعارض اضطراب جانمان برد
بیا چشمان خود را باز داریم
که این کوریT دل و ایمانمان برد
منو تو یک خودیم و راهی خود
چنین عشقی! حال زارمان برد
عزیزم دوستم عشقم امیدم
نگاه قلب تو طوفان جان برد

این شعر رو در حال و هوا و ایام روز مادر 1400 گفتم. ابیاتی از اون در یک روز و مابقی در روز دیگر به ذهنم متبادر شد. بارها و بارها به این نکته متذکر شده ام که عشق و زندگی زمانی به بلوغ می رسد که هر دو طرف بتوانند حریم خلوت دیگری را محترم بشمارند. شروع عشق شروعی طوفانی دارد و مانند سیلابی قوی هر اندیشه ای را از جا می کند. محتاط ترین و با حیاترین انسان ها در زیبایی یک عشوه خود را می بازند و طوری عاشق شخص مقابل می شوند که گویا با او یکی هستند. این شروع طوفانی خوب است اما یکی شدن مستلزم فراموشی فردیت و حقیقت وجودی انسان است. انسان آنچه را در خود دارد و نمیبیند در معشوقه می جوید و چون معشوقه توانایی حمل چنین بار سنگینی را به مرور از دست می دهد عشق فروکش کرده و تاریکی های زن و شوهر نمایان می شود. اینجا برای مردم معمولا دو راه مطرح است. یکی راه جدایی و طلاق که معمولا فرزند مانع از آن می شود. اما کسانی که به خاطر فرزندان می مانند سراغ راه دوم رفته و طلاق عاطفی را انتخاب می کنند. اما باید گفت که تعارض ها و تضاد ها و تاریکی های نمایان شده در زندگی راه سومی را می طلبد تا عشق به بلوغ برسد و انسان فرایند فردیت را به بهترین شکل طی کند. فرایندی که مشکل در دوران مجردی می توانست طی کند. اینجاست که زن و شوهر باید چشمان خود را باز کنند و با کوردلی به تعارضات نگاه نکنند. آنها را به جای تهدید فرصتی برای خودسازی ببینند. بفهمند که هدف از ازدواج ادغام دو نفر نیست بلکه شناخت خویشتن است. این دیدگاه هرچند دشوار است اما چنان بلوغی در زندگی ایجاد می کند که هیچ گاه گسستنی نیست. بهترین کسی که می تواند اعماق تاریک وجود انسان را بدون تعارف به او بگوید همسر است. در این مواقع اگر واژه احترام بین زن و مرد در همه ابعاد به نحو احسن پیاده شود و هیچ فرافکنی و غروری در میان نباشد بلورهای واقعی عشق شروع به متبلور شدن می کند. به قول آلبر کامو که خطاب به همسرش می گوید: جلوی من نرو که پیروی نمی کنم، پشت سر من نیا که رهبری نمی کنم، تنها مانند یک دوست کنار من باش و قدم بزن…. زندگی چنین زیبا خواهد شد. 

خوشحال می شم نظرتون رو در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید. اگه دوست دارید زمان منتشر شدن مطلب جدید در سایتم ازون با خبر بشید شماره همراهتون رو در فیلد زیر ثبت کنید. یه پیامک براتون ارسال میشه!

برچسب:
5 1 رای
امتیازدهی به مقاله
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده تمام نظرات
مجموعه اشعار مسعود مردیها با عنوان زندگی در زندگی به چاپ رسید. مشاهده و سفارش
0
من رو با درج دیدگاه، از نظرتون با خبر کنیدx