مسعود مردیها

کارآفرین

طراح سایت

مترجم و مدرس

طراح گرافیک

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

مسعود مردیها

کارآفرین

طراح سایت

مترجم و مدرس

طراح گرافیک

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

نوشته های بلاگ

دکلمه متنی از هوشنگ ابتهاج

دکلمه متنی از هوشنگ ابتهاج

نماهنگ من نمی دانستم سروده هوشنگ ابتهاج و دکلمه مسعود مردیها

کلماتی از هوشنگ ابتهاج بعد از مرگ پدرش – خوشم آمد از این کلمات و دکلمه ای از آن درست کردم.

تهیه کلیپ: مسعود مردیها

خانه دلتنگِ غروبی خفته بود
مثلِ امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پُر شد
من به خود گفتم یک روز گذشت
مادرم آه کشید؛
« زود بر خواهد گشت »
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمینِ دلِ آن کودکِ خُرد
آری، آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
آه ای واژه ی شوم
خو نکردست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم، آه
(هوشنگ ابتهاج)
ابتهاج این شعر را برای مرگ پدرش سروده است.


پی نوشت شاعر 

مجموعه اشعار شخصی نیازی به ذکر مقدمه ندارد چرا که دل نوشته های یک شاعر بدون مقدمه بر زبان او جاری شده و به قلمش نگاشته می شود. با این حال مجموعه پیش رو حاصل چندین سال سروده های جسته گریخته ی شاعر می باشد که قطعا خالی از اشکال و ایراد ادبی نیست و چه بسا مملوء از اشکال باشد. اما در سرودن این اشعار به دنبال اصول و اسلوب خاصی نبوده ام و تنها دل نوشته های خود را بر صفحه کاغذ آورده ام.

مجموعه اشعار مسعود مردیها PDF


خوشحال می شوم نظرتون رو راجع به این نوشته در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.


برچسب:
0 0 آراء
Article Rating
guest
3 Comments
بازخورد درون خطی
مشاهده تمام نظرات
ناشناس
میهمان
ناشناس

چرا چند جا اشتباه ميخونين.حیف نیست شعر به این قشنگی رو اشتباه بخونين؟!
“خفه”رو “خفته”و “اي”رو “اين”تلفظ کردین.و چند کلمه رو جا انداختين

3
0
من رو با درج دیدگاه، از نظرتون با خبر کنیدx