مسعود مردیها

کارآفرین و ایده پرداز

طراح سایت و گرافیک

محقق درآمد دلاری

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

روان پژوه

مسعود مردیها

کارآفرین و ایده پرداز

طراح سایت و گرافیک

محقق درآمد دلاری

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

روان پژوه

Blog Post

شعر سودای بیابان – مسعود مردیها

شعر سودای بیابان – مسعود مردیها
ابر می آید و با خود ....
Human

شعر سودای بیابان از مسعود مردیها

26 دی 1402 مشغول پیاده روی بودم و به موسیقی استاد شجریان گوش می دادم. جایی نشستم و نگاهم را به آسمان دوختم. حرکت چند قطعه ابر مطلع این شعر را در ذهن من روشن کرد. دمی نشستم و شعر سودای بیابان را سرودم. 

ابر می آید و با خود غم دوران دارد
این چه حالیست که دائم سر باران دارد
مرغ، حتما به شب خود غم و آهی دیدست
ورنه این صبح چرا نغمه نالان دارد
ساقی امروز چرا جام نهادست زمین؟
شاید او هجر، زمیخانه ی جانان دارد
چه کنم عقل دگر پای به ماندن ندهد
قلب دیریست که سودای بیابان دارد
این بلاییست که ایمان به سر دل آورد
سر اندیشه سری روی به پایان دارد

تاریخ انتشار مطلب - سه شنبه, 26 دی, 1402

خوشحال می شم نظرتون رو در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.

Tags:
5 1 رای
امتیازدهی به مقاله
0 نظرات
بازخورد درون خطی
مشاهده تمام نظرات
0
من رو با درج دیدگاه، از نظرتون با خبر کنیدx