خلاصه کتاب معامله گر منضبط اثر مارک داگلاس + خرید و دانلود

معامله گر منضبط
کتاب “معاملهگر منضبط” نوشته مارک داگلاس، شاهکاری بینظیر در زمینه روانشناسی معاملات است که به معاملهگران کمک میکند تا ذهنیتی قوی و متعادل برای موفقیت پایدار در بازارهای مالی ایجاد کنند. این کتاب با تأکید بر اهمیت کنترل احساسات، مدیریت ریسک و انضباط شخصی، به خوانندگان یاد میدهد چگونه از تصمیمگیریهای احساسی و اشتباهات رایج در معاملهگری جلوگیری کنند. داگلاس با ارائه راهکارهای عملی و بینشهای عمیق، نشان میدهد که چرا ذهنیت معاملهگر موفق به اندازه تحلیل تکنیکال و فاندامنتال اهمیت دارد. “معاملهگر منضبط” نه تنها ابزارهای لازم برای توسعه تفکر حرفهای را ارائه میدهد، بلکه به شما کمک میکند تا به اعتمادبهنفس بیشتری در تصمیمات خود برسید. این کتاب مناسب همه معاملهگران، از مبتدی تا حرفهای، است و بهعنوان یکی از منابع ضروری برای موفقیت در بازارهای مالی شناخته میشود. اگر به دنبال بهبود عملکرد خود در بورس، فارکس یا کریپتو هستید، این کتاب انتخابی ایدهآل خواهد بود. با مطالعه این کتاب، راه موفقیت را با ذهنی آرام و منظم تجربه کنید.
کتاب صوتی معامله گر منضبط
خرید کتاب معامله گر منضبط
خرید کتاب معامله گر منضبط
اگر از تکرار اشتباهات و تصمیمات احساسی در معاملات خسته شدهاید، کتاب “معاملهگر منضبط” کلید تحول شماست. با یادگیری مهارتهای ذهنی و انضباط شخصی از این کتاب، مسیر موفقیت مالی را با اطمینان و آرامش طی کنید. همین حالا شروع کنید!

خلاصه قسمت هایی از کتاب معامله گر منضبط
این جمله که «زیانهای خود را قطع کنید» بهطور مکرر گفته شده است. اما شما چگونه میخواهید دانش معاملاتی را به این صورت توضیح دهید؟ بهخصوص مراحل مورد نیاز برای فراگیری نحوه انجام آن را شرح دهید. وقتی که او در حال تعامل با محیطی است که دائماً در حال حرکت است و همواره این احتمال را به او ارائه میدهد که اگر در معامله زیان ده خودش باقی بماند، بازار میتواند برگردد و برای او جبران کند.
اگر شما این موضوع را در نظر بگیرید که پول و عزت نفس او در یک شرطبندی قرار گرفته و برگشت بازار نیز صرفنظر از اینکه قیمت چه مقدار ممکن است دور شده باشد همیشه یک احتمال پایدار است، شما میتوانید ببینید چقدر مشکل است توضیح دهید که چرا او نیاز دارد «زیان خود را قطع کند» از آن مشکلتر توضیح دادن این مسئله است که چگونه او میتواند این کار را با روشی که مناسب ترکیب روانی منحصر بهفرد خود است، انجام دهد.
نکته اصلی که من می خواهم بیان کنم این است که فرآیند تغییری که باید انجام گیرد در محیط ذهنی و ترکیب روانی هر شخص معامله گر است. بازار تغییر نمی کند، ابزارها تغییر نمی کنند، معامله گر است که باید تغییر کند.
من خانه ام، ماشینم و عملا هر چیز دیگری که به من تعلق داشت را از دست دادم تا روش هایی که جهت تغییر دیدگاه خودم برای فعالیت موثر در محیط معاملاتی نیاز داشتم را فرا بگیرم. از دست دادن تمام دارایی هایم یک تجربه دگرگونی زندگی بود یک تجربه که به من چیزهای زیادی در مورد ماهیت ترس و اثرات ناتوان کننده آن بر توانایی یک فرد برای معامله گری موثر آموخت.
اگر یک نفر در فشار مالی باشد (مثلا اگر سرمایه معاملاتی ما محدود است یا اگر با پولی که استطاعت از دست دادن آن را نداریم معامله می کنیم) نباید انتظار تبدیل شدن به یک معامله گر موفق را داشته باشیم. من به طور آشکار هر دوی این قوانین را نقض کردم همچنین شواهد دیگری هم داشتم که نشان می داد شانس دقیقا به نفع من نبود.
همه معامله گرانی که می شناختم از جمله خودم تحت تاثیر یک “معامله بزرگ” بودند. در واقع ذهنیت معامله بزرگ در ذهن من بقدری قوی بود که از گرفتن سود 500 یا 700 دلاری در بسیاری از معاملات امتناع می کردم. حتی زمانی که می دانستم بیشتر از این سود بدست نمی آورم. این ممکن است مضحک باشد ولی سودهای مقادیر کوچک را هم نمی گرفتم.
آنچه معامله گران می بینند یک حرکت است و در مورد آن هیچ کنترلی ندارند. همه حق انتخاب دارند و تنها ابزار برای انتخاب درست تجربه هاییست که در ذهن هر یک از معامله گران وجود دارد.
در نگاه اول معامله گری بسیار ساده به نظر می آید اما زمانی که مردم در میابند تلاش در این مسیر بسیار سخت و دشوار است آنرا رها می کنند. در این محیط موفقیت همیشه بسیار نزدیک به نظر می آید در عین حال غالبا دور از دسترس است.
تنها تفاوت میان کسانی که دستاوردهای متوسطی در زندگی داشته اند با افرادی که دستاوردهای عالی داشته اند این است که گروه دوم به روش تفکری دست یافته اند که دیگران به آن نرسیده اند.
اشتباهات متداولی که ریشه در تفکر شما دارد:
1- امتناع از محدود کردن ضرر
2- خارج نشدن از معامله حتی زمانی که بدانید پتانسیل حرکت بازار بسیار کاهش یافته است.
3- داشتن یک نظر یا عقیده خاص در مورد بازاری که ذهن را قفل می کند. از منظر روانی این معنای تلاش برای کنترل بازار بوسیله انتظارات خودمان است. (من درست می گویم و بازار اشتباه می کند).
4- تمرکز بر قیمت و ارزش پولی هر معامله به جای تمرکز بر ساختار پولی بازار که بر اساس رفتار و ساختار آن حرکت می کند.
5- انتقام با معامله گرفتن به قصد جبران پولی که بازار از شما گرفته است.
6- عدم تغییر موقعیت حتی زمانی که احساس کنید حرکت بازار تغییر کرده است.
7- پیروی نکردن از قوانین استراتژی معامله
8- گرفتار کردن خود در یک معامله و محروم کردن خود از سایر فرصت های سودده بازار
9- اقدام نکردن بر اساس شم یا دریافت درونی
10- استفاده از یک استراتژی ثابت در هر زمانی از بازار و سپس برگرداندن سود بدست آمده به بازار در یک یا دو معامله و تکرار دوباره این کار
اگر در هنگام معامله ضررهای خود را نپذیرید متداول ترین اشتباه معامله گران را مرتکب شده اید. شما اگر هر تجربه ای از این دست داشته باشید احتمالا به خاطر فکر اشتباه زیر است: چگونه می توانم زیان های کوچکم را تحمل کنم در حالی که فقط به پول فکر می کنم و با هر ضرر احساس شکست می کنم؟
شما واقعا نمیدانید قیمت از نقطه ای که الان هست تا چه نقطه ای حرکت می کند. از منظر روانی این مشخصه به شما اجازه می دهد که خود را از توهم اینکه یک معامله می تواند تمام رویاهای شما را در رسیدن به استقلال مالی عملی کند را رها کنید. اگر چنین توهمی داشته باشید ممکن است خلاف روند بازار معامله باز کنید و ضررهای بالایی را متحمل شوید.
همیشه حرص و طمع یک نفر صرف نظر از اینکه چه مقدار سود بدست آورده است با احساس کمبود همراه است. معامله ای که سود می دهد معامله گر را راضی نمی کند. از طرفی اگر معامله شما در حالت زیان باشد، نمی خواهید از آن خارج شوید زیرا نشانه شکست است بنابراین تنها میتوانید خودتان را قانع کنید که در یک معامله سودده هستید که هنوز به نفع شما نشده است.
من می دانم که بسیاری از معامله گران خودشان می توانند بازار را به خوبی تجزیه تحلیل کنند اما هنوز در جستجوی نظرات دیگر معامله گران هستند که چه کار می کنند. سپس آن را جایگزین نظرات خود می کنند فقط به این دلیل که اگر معامله نتایج خوبی به همراه نداشت مسئولیت آن را قبول نکنند. در اغلب موارد چسبیدن به تجزیه و تحلیل دیگران نتایج خوبی تولید نمی کند.
به یاد داشته باشید نمی توانید آنچه را بازار انجام می دهد را تغییر دهید. شما فقط می توانید خودتان را تغییر دهید به نحوی که به خودتان اجازه دهید با وضوح بیشتر و واقع بینانه تری احتمال حرکت آینده بازار را درک کنید.
اگر معاملهگر بخواهد بهطور مؤثر رشد کند و همواره موفق باشد، نیاز دارد که درگیر بهبود بخشیدن به خویشتن گردد. او باید درک کند که همیشه حق با بازار است و اگر یک ساختار خشک ذهنی را به رفتارش تحمیل نکند، میتواند از آن سود کند. او نیاز دارد که خودش را از ترس اشتباهکردن، رها کند تا بتواند رفتار بازار را از یک منظر هدف مشاهده کند. در غیر اینصورت، ترس او از اشتباهکردن باعث ایجاد اشتباهات بعدی خواهد شد. همچنین او نیاز به مقررد کردن قوانین قطعی دارد که منجر به راهنمایی رفتارش شود و باید نحوه رعایت آن قوانین را بیاموزد. اگر او بر مبنای مجموعه قوانین و ضوابط عمل کند، هرگز نباید اجازه دهد که ضررها به اندازهای زیاد شود که درد باعث خارجشدن او از معامله گردد. این حال اگر او از تصدیق و پذیرش وضعیت موجود امتناع ورزد و یا برای متقاعدکردن خودش تلاش کند به نحوی که پاسخ مناسبی به وضعیت موجود ندهد، بنابراین میتوان نتیجه گرفت که خودش را در توهم رها کرده است. در اثر انکار شرایط موجود، او ارتباط خودش را با اطلاعاتی که برای رسیدن به مقصود نیاز دارد، قطع میکند.
نتیجه گیری کلی کتاب معامله گر منضبط
کتاب “معاملهگر منضبط” نتیجه میگیرد که موفقیت در معاملات تنها به مهارتهای فنی یا تحلیل بازار وابسته نیست، بلکه به توانایی کنترل احساسات و تصمیمگیری منطقی بستگی دارد. مارک داگلاس نشان میدهد که با ایجاد انضباط ذهنی و پذیرش مسئولیت در معاملات، میتوان از اشتباهات مکرر جلوگیری کرد و به عملکردی پایدار دست یافت. این کتاب تأکید دارد که یک معاملهگر موفق باید ریسک را مدیریت کند، به بازار اعتماد داشته باشد و از تعصبات ذهنی دوری کند. “معاملهگر منضبط” به شما ابزارها و نگرشی ارائه میدهد که برای رشد در دنیای معاملات ضروری است. با این اصول، میتوانید ذهنیتی قدرتمند و پایدار برای دستیابی به موفقیت مالی ایجاد کنید.

خوشحال می شم نظرتون رو در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.
کتاب بی نظیریه
بله با شما موافقم. البته من خودم همشو نخوندم.