ترجمه و تحقيق پيرامون آيه 106 سوره بقره

بسم الله الرحمن الرحیم

اهداف:

۱-رسیدن به تفسیر آیه و فهم آن

۲-رسیدن به ترجمه دقیق فارسی آن

۳-فهم معنای دقیق لغات با شدت و تاکیدات

۴-بررسی ترجمه های مختلف از آیات و نقد آنها

۵-ارائه ترجمه انگلیسی مناسب

به نظر بنده مترجم باید در ترجمه آیات قرآن حفظ امانت کند و بدون دلیل حتی یک “و” هم به آیات اضافه نکند  لذا تمام نقدهای وارده به ترجمه های موجود از این منظر بررسی می شود. نتیجه گیری از از این مطالب صرفاً تحقیق شخصی و استنباط اینجانب از مطالب است .از آنجایی که بنده دانشجوی بی سوادی هستم و به کل زبان احاطه ندارم احتمال هرگونه خطا در نتیجه گیری ها وجود دارد .لذا از انتقادات شما خوشحال می شوم.در عین حال سعی می شود که بدون دلیل مطلبی گفته نشود و با رجوع به منابع مسائل بررسی شود.

توکلت علی الله

مسعود مردیها

۲۱/۸/۱۳۸۸ اصفهان


در این مقاله از ترجمه های انگلیسی افراد زیر استفاده می شود چراکه برای محقق این ها در دسترس بوده است.

شاکر،ایروینگ،صفارزاده،قرایی،پیکتال،یوسف علی ،آربری ،رشاد خلیفه ودر صورت لزوم به ترجمه های دیگر نیز رجوع می شود.

ترجمه و تحقیق پیرامون آیه ۱۰۶ سوره بقره

مَا نَنسَخْ مِنْ ءَایَهٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بخَِیرٍْ مِّنهَْا أَوْ مِثْلِهَا  أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِیر

ابتدا به بررسی معنای دقیق این آیه و برترین تفسیر نسبت به آن می پردازیم چرا که برای ترجمه خوب نیاز است که تفسیر آیه را خوب بدانیم.

ترجمه فارسی آیه:

هر نشانه ای را که از میان برداریم یا آن را به فراموشی بسپاریم، بهتر از آن یا مانند آن را می آوریم .آیا (مگر) قطعیتِ توانا بودن خدا  بر هر کاری را ندانستی .

تفسیر آیات:

۱-منظور از ءَایَهٍ: ” مِنْ ” قبل از ” ءَایَهٍ ” بیانیه برای(مَا) در ” مَا نَنسَخْ ” می باشد یعنی نوع چیزی که نسخ می شود را بیان می کند که همان آیه است.آیه در اینجا می تواند آیه رسولی یا آیه رسالی یا آیه احکامی باشد.منظور از آیه رسولی خود پیامبر و منظور از آیه رسالی ،معجزات پیامبران و منظور از آیه احکامی دستورات پیامبر می باشد.حال در آیه مورد بحث هر سه می تواند منظور باشد اگرچه طبق سیاق آیات سوره بقره که در رابطه با یهودیان و بنی اسرائیل است می توان گفت در درجه اول آیت رسولی و رسالی مورد نظر است .چراکه یهودیان فکر نمی کردند که آمدن پیامبران از نسل اسرائیل نسخ شود و از نسل شخص دیگری ،پیامبری بیاید و کلاً فکر نمی کردند بهتر از تورات و بهتراز معجزات پیامبران خودشان بیاید و همچنین احکام تورات هم مورد نسخ قرار بگیرد،و این آیه چنین تفکری را رد می کند.

بنابراین این آیه کل آیات تشریعی و رسولان الهی و معجزاتشان را در بردارد که در شریعت قرآن و یا غیر آن منسوخ شده یا به دست فراموشی مکلفان سپرده شده است.مثلاً تمام معجزات پیامبران گذشته با معجزه قرآن نسخ شده یا مورد فراموشی قرار گرفته است.همچنین است رسالتهای فراموش شده یا نسخ شده و یا احکامی که در ادیان گذشته بوده که با قرآن فراموش یا نسخ شده است.و همچنین نسبت به خود قرآن هم این مطلب ممکن است که اگر آیه ای از قرآن به خاطر شرایط زمانی مورد نسخ قرار گرفت بهتر از آن یا مثل آن می آید.اگرچه نسبت به نسخ در آیات قرآن اختلافاتی وجود دارد که آیا نسخ در آیات قرآن وجود دارد یا نه ؟و اگر هست چند مورد است ؟البته قولی که مورد قبول واقع شده این است که نسخ در آیات قرآن وجود دارد ولی خیلی معدود می باشد و در همان موارد هم معمولاً در آیه ای که مورد نسخ قرار گرفته اشاره ای هست به اینکه این آیه تا مدت محدودی کاربرد دارد مثل آیه ۱۵ سوره نساء که می فرماید:

وَ الَّاتىِ یَأْتِینَ الْفَاحِشَهَ مِن نِّسَائکُمْ فَاسْتَشهِْدُواْ عَلَیْهِنَّ أَرْبَعَهً مِّنکُمْ  فَإِن شهَِدُواْ فَأَمْسِکُوهُنَّ فىِ الْبُیُوتِ حَتىَ‏ یَتَوَفَّئهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ یجَْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِیلًا

که در همین آیه عبارت آخرش دال براین است که ممکن است این حکم تغییر کند و در زمان های بعد این آیه توسط آیه ۲ سوره نور نسخ شد که در آن آیه آمده است :

الزَّانِیَهُ وَ الزَّانىِ فَاجْلِدُواْ کلُ‏َّ وَاحِدٍ مِّنهُْمَا مِاْئَهَ جَلْدَهٍ  وَ لَا تَأْخُذْکمُ بهِِمَا رَأْفَهٌ فىِ دِینِ اللَّهِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ  وَ لْیَشهَْدْ عَذَابهَُمَا طَائفَهٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ

تذکر:ممکن است مراد از آیه در اینجا علاوه بر موارد گفته شده آیه تکوینی هم باشد که حتی موجودات عالم خلقت را هم شامل شود که اگر یکی از آنها از بین رفت بهتر از آن یا مثل آن خواهد آمد (اشاره به نظریه تکامل) و حتی طبق نظر شیعه امامان دوازده گانه هم باشد.

۲-منظور از نُنسِها:بعضی از مفسرین مثل مفسر تفسیر نمونه عبارت ” مَا نَنسَخْ مِنْ ءَایَهٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ ” را این گونه ترجمه کرده اند که:اگر ما آیه ای را نسخ کنیم یا نسخ آن را طبق مصالحی به تاخیر بیندازیم در هر صورت بهتر از آن یا همانند آن را می آوریم .بنابراین جمله نَنسَخْ اشاره به نسخ در کوتاه مدت و نُنسِهَا اشاره به نسخ در دراز مدت دارد و نُنسِهَا به معنای تاخیر انداختن در نسخ آیه است.

گروه دیگری از مفسرین که نظریه آنها بیشتر مورد قبول است گفته اند مراد از نُنسِهَا فراموشی آیات گذشته است یعنی اگر ما آیات گذشته مثل معجزات پیامبران پیشین یا خود پیامبران قبلی و یا احکام ادیان قبل را از یادتان بردیم که دیگر شما اصلاً نسبت به آنها هیچ ذهنیتی نداشته باشید بهتر از آن یا لااقل مثل آن را برایتان می آوریم .حال این سوال پیش می آید که آیا این نظر نسبت به خود آیات و احکام قرآن صادق است؟ قول مشهور این است که خیر زیرا آیات قرآن مورد فراموشی کسی قرار نمی گیرد الا این که طبق نظریه گروهی از مفسران اهل سنت ،مراد از نُنسِهَا را فراموشی آیات قرآن از خاطر پیامبر و مومنین می دانند .استناد این گروه به برخی روایات است که در منابع روایی اهل سنت آمده است مثلاً از ابن عباس در کتاب درالمنثور نقل شده است که برخی از وحی ها که شب بر پیامبر نازل می شد پیامبر در روز آنها را فراموش می کرد این جا بود که خدا آیه مَا نَنسَخْ مِنْ ءَایَهٍ أَوْ نُنسِهَا … را نازل کرد .

یا مثلاً در همان کتاب از ابوموسی اشعری نقل می کند که : سوره ای بود که ما آن را می خواندیم ولی آن سوره از یادمان رفت و من فقط یک آیه از آن را حفظم و آن این است : ((لو کان لابن آدم وادیان من مال لابتغى وادیا ثالثا و لا یملأ جوفه الا التراب-اگر برای فرزند آدم(انسان)دو وادی از مال باشد او وادی سومی از مال می طلبد ولی شکمش را جز از خاک پر نمی کند.))و همچنین روایات دیگر .علاوه براین، آیه ی ۶ سوره اعلی” سَنُقْرِئُکَ فَلَا تَنسى* إِلَّا مَا شَاءَ الله‏” هم دلیل دیگر این گروه برای این نظریه است.و این دلیلی است که پیامبر هم آیات را فراموش می کرده است.چون این آیه می گوید که ما در آینده آیات را بر تو می خوانیم ،پس تو آنها را فراموش نمی کنی الا آنچه را که خدا خواسته است .یعنی بعضی چیزها را خدا می خواهد که فراموش کنی .و خدا در آیه ۱۰۶ بقره می گوید که اگر فراموش کردی ما بهتر یا مثل آن را می آوریم .و البته این نکته را هم باید بگوییم که فراموشی هم در کار باشد به پیامبری پیامبر ضربه وارد نمی کند چراکه فراموشی هم به خواست خدا صورت می گیرد.

حال اگر این قول درست باشد نُنسِهَا علاوه براینکه شامل فراموشی پیامبران و معجزات و ادیان گذشته می شود شامل خود آیات قرآن هم هست.

البته بحث فراموشی آیات قرآن مورد قبول بسیاری از علما نیست و آنها قائلند فراموشی ممکن نیست چراکه خود قرآن در آیه ۹ سوره حجر بیان می کند ” إِنَّا نحَْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحََافِظُون‏” یعنی ما وحی ای که بر تو می فرستیم را حفظ می کنیم و این با فراموشی سازگار نیست.به علاوه این با حکمت الهی سازگار نیست که برای هدایت مردم آیه ای را بفرستد ولی عملاً این آیه مورد استفاده قرار نگیرد بنابراین گروهی که نسیان در آیات قرآن را قبول ندارند روایات را رد کرده و آیه ۶ سوره اعلی یعنی ” سَنُقْرِئُکَ فَلَا تَنسى* إِلَّا مَا شَاءَ الله‏” را جور دیگری معنا می کنند .مثلاً گروهی استثناء ” إِلَّا مَا شَاءَ الله‏” را از ” سَنُقْرِئُکَ ” گرفته اند نه از ” فَلَا تَنسى” یعنی ما آیات الهی را بر تو می خوانیم الا آنچه را که علمش فقط مختص به خداست و ما آنها را برتو نمی خوانیم وگروه دیگری گفته اند این استثنا دال بر این است که همه کارها بدست خداست و ای پیغمبر تو از خودت چیزی نداری و اگر خدا بخواهد می تواند بعضی چیزها را از یادت ببرد اگرچه در واقع پیامبر به خواست خدا چیزی را فراموش نمی کند.

۳-منظور از مِثْلِهَا : سوالی در اینجا مطرح است که منظور از مثلها چیست ؟اگر حکمی همانند اولی باشد بیهوده به نظر می رسد .چه لزومی دارد چیزی را نسخ کند و همانندش را جانشینش سازد؟ باید ناسخ از منسوخ بهتر باشد تا نسخ مورد قبول واقع گردد.

در پاسخ به این سوال باید گفت که منظور از مثل این است که حکم و قانونی را می آوریم که در زمان بعد اثرش مانند قانون قبل در زمان گذشته باشد.

توضیح اینکه ممکن است حکمی امروز دارای آثار و فوایدی باشد ولی فردا این آثار را از دست بدهد .در این صورت باید این حکم نسخ گردد و حکم جدیدی به جای آن بنشیند که اگر از آن بهتر نباشد لااقل آثاری را که حکم سابق در زمان گذشته داشت حکم جدید در این زمان داشته باشد.

دلیل آمدن جمله ” أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِیرٌ” در ادامه آیه :

معنای آیه این است که مگر ندانستی که خدا بر همه چیز قادر است و می تواند به جای هرچیزی که نسخ یا فراموش شده بهتر از آن و یا مثل آن را بیاورد.

(تحقیق از محمود جوادی)

حال به هدف اصلی این مقاله که همان ترجمه آیه می باشد باز می گردیم.

ترجمه ها ی انگلیسی این آیه:

ترجمه ایروینگ

We do not cancel any verse nor let it be forgotten; instead we bring something better than it or else something similar. Do you not know that God is Capable of everything?

ترجمه صفارزاده

None of Our Decrees do we abrogate or cause to be forgotten, unless we Substitute something better or similar; » ۱«] O, man [do you not know that Allah Is Powerful over all things?

ترجمه قرایی

For any verse that we abrogate or remove from memories, we bring another which is better than it, or similar to it. Do you not know that Allah has power over all things?

ترجمه پیکتال

Nothing of our revelation even a single verse (do we abrogate or cause be forgotten, but we bring) in place (one better or the like thereof. Knows thou not that Allah is Able to do all things?

ترجمه یوسف علی

None of Our revelations do we abrogate or cause to be forgotten, but we substitute something better or similar: Knowest thou not that Allah Hath power over all things?

ترجمه آربری

And for whatever verse we abrogate or cast into oblivion, we bring a better or the like of it knows thou not that God is powerful over everything?

ترجمه رشاد خلیفه

When we abrogate any miracle or cause it to be forgotten, we produce a better miracle, or at least an equal one .do you not recognize the fact that God is omnipotent?

ترجمه شاکر

Whatever communications we abrogate or cause to be forgotten, we bring one better than it or like it Do you not know that Allah has power over all things?

بررسی و نقد این ترجمه ها :

در این آیه “ما” مای موصوله می باشد و برای نفی نیست و به معنای هرآنچه می باشد پس اینکه ایروینگ آن را به معنای نافیه گرفته اشتباه می باشد.همچنین سایرین مانند یوسف علی،پیکتال و صفارزاده نه بواسطه فعل کمکی بلکه بوسیله (none  و nothing ) رنگ و بوی منفی به جمله داده اند.درصورتی که نافیه بودن این ما اشتباه است و قول مشهور در اینجا مای موصوله است. اما در مورد کلمه Whatever باید گفت که معانی زیر از آن برداشت می شود:

۱-هرچیزی،هرآنچه  Buy whatever you need

۲-برای بی اهمیت نشان دادن چیزی بکار می رود چراکه تغییری در اصل مسئله ایجاد نمی کند.   Whatever I do, it’s never good enough for him

۳-موقعی استفاده می شود که معنا یا نام دقیق چیزی را نمی دانی(معادل”همچین چیزی” در زبان فارسی)

The doctor says I’ve got fibromyalgia, whatever that is

۴-در کاربرد قدیم برای بیان عصبانیت و شگفتی در جملات خبری یا سوالی استفاده می شد .   Whatever do you mean by that?

۵-برای تاکید جمله خبری منفی هم می آید.

She gave no sign whatever of what she was thinking

۶-در سوال به جای what برای تاکید جمله می آید.

برای این لغت مترادف های زیر ارائه شده است:

Whichever; any one; any; anything; what

و ظاهراً از میان لغات بالا any وwhatever  مناسب ترهستند.اما کدام یک ارجحیت دارند؟ برای رسیدن به پاسخ این سوال باید دید آیا آیه را با این کلمات می توان به معنایی غیر از معنای حقیقی خواند یا نه؟آنچه مسلم است آن است که any در این جا معنای آیه را برای مخاطب انگلیسی زبان در نگاه اول تامین می کند اما any  بیشتر در جملات منفی بکار می رود ونیز باید بگوییم که درست است که معانی متعددی از whatever برداشت می شود اما معانی مختلف آن غیر از معنای اول با ترکیب بندی و معنای این جمله مطابقت نمی کند لذا لغت خوبی است. پس ترجیحاً لغت whateverرا بر می گزینیم هرچند که در این مورد بنده به قطع نرسیدم. خوب این از ترجمه “ما” که تنها شاکر و آربری و قرایی به معنای دقیق آن توجه کرده اند.و از میان مترجمان بالا کسی این “ما” را در نظر نگرفته است.البته آربری کلمات and for و قرایی for را بی مورد اضافه کرده اند. چراکه نه ظاهرآیه و نه باطن آن چنین لغاتی را ندارد و ما هم به ضرورت نیافتاده ایم که چنین کلماتی را اضافه کنیم.

اما در مورد ترجمه کلمه” ننسخ” شاکر کلمه abrogate را انتخاب کرده و سایرین هم به غیر از ایروینگ که لغت (cancel)را آورده ،همین انتخاب را داشته اند که به بررسی معنای آن(abrogate) می پردازیم.

لغت نامه Longman این لغت را این چنین معنا می کند:

(کاربردرسمی) به صورت رسمی و بسیار قانونمند، قانون یا قراردادِ قانونی یا کاری را پایان دادن.

ab‧ro‧gate verb [ transitive ]

formal to officially end a law, legal agreement, practice etc. :

▪ It was suggested that the treaty be abrogated.

— abrogation noun [ countable, uncountable ]

به نقل از سایت wordnik مثال زیر برای این منظور درج شده است:

۱-God is sovereign; He may abrogate, alter, mitigate a law as He pleases, for emergency’s sake or not.

Luther Examined and Reexamined A Review of Catholic Criticism and a Plea for Revaluation

خدا ما لک هستی است .ممکن است قانونی راطبق میل خودش برای موارد ضروری یا غیرضروری براندازد یا دگرگون کند یا سبک کند.

میزان تناسب این لغت با بررسی مترادفات آن مشخص می شود .حال به بررسی اجمالی مترادفات این لغت می پردازیم.

برای این کلمه مترادفات زیر را ارائه می دهند:

REPEAL-1

این لغت کاملاً با abrogate مترادف می باشد. ولی معانی دیگری می دهد که ممکن است از معنا مارا دور کند.(مثل فراخوانی و احضار کردن)

Revoke-2

این لغت نیز به همان معناست با این تفاوت که معنای دیگری هم دارد.لذا ترجیح با ایت لغت نیست.

Rescind-3

این لغت کاملاً با abrogate مترادف می باشد. با این تفاوت که معنای دیگری هم دارد.لذا ارجح نیست.

Overturn-4

واژگون شدن و برعکس کردن حکمی،که این معانی نیز با نسخ جور در نمی آید.

Annul-5

پایان یافتن و باطل شدن قانونمند چیزی مثل ازدواج )به صورت رسمی با طلاق گرفتن )یا یک پیمان قانونی (abrogate درجه قانونی بودن عمل را نسبت به این لغت بیشتر می رساند)این لغت قابل تامل است.

Cancel-6

لغو شدن(مثل ویزا)،باطل کردن(مثل بلیط و تمبر)، ،لغو کردن بدون انتظار اجرای آن در زمانهای بعدی (مثل لغو بازی فوتبال)،باطل و بی اعتبار کردن مدرکی (مثل چک پول)در کل لغت بدی نیست.

Invalidate-7

بی اعتبار کردن قانونیِ چیزی(مثل مدرک،سند،بلیط و…) ابطال عقیده یا نظری و اثبات نادرست بودن آن

با استفاده از دلایل منطقی و قانونی و اخلاقی. این لغت با توجه به معنای اول قابلیت معادل سازی را دارد.اما چون معنای دوم آن باعث این شبهه در ذهن خواننده می شود که آیه نسخ شده ابتدا ءً هم نادرست بوده است.

Nullify-8

این لغت یعنی به طور کامل چیزی را بی اثر و بی ارزش کردن است (مثل قانون)

این که گفته” به طور کامل” درلغت نامه ی Webster نقل شده لذا  شاید لغت خوبی نباشد چراکه ناسخ یک منسوخ ممکن است به طور کامل آن حکم را نسخ نکند بلکه بخشی از آن را نسخ کند.

Void-9

بی اثر کردن و باطل کردن پیمان یا عهد نامه ای ،خالی کردن(محفظه) ،بیرون ریختن(مثل ادرار)،دفع کردن مدفوع(بویژه پزشکی)

این لغت شاید معادل نسخ باشد اما چون معانی دیگری هم از آن شاید بتوان برداشت کرد به نظر ارجحیت ندارد.

Repudiate-10

(رسمی)رد کردن و انکار حقیقت و حتی طلاق دادن زن  معنا شده که در اینجا معنای بعیدی به نظر می رسد.

Negate-11

انکار وجود یا حقیقت چیزی ، بی اثر کردن چیزی(کاربرد رسمی)،این لغت باطل کردن دوجانبه را می رساند یعنی دوچیز یکدیگر را خنثی و باطل کنند(مثل اینکه دو بحث یکدیگر را باطل کنند.)

این لغت بدلیل وجود معنای اول موجب دوگانگی معنا در ذهن خواننده می شود و ممکن است معنای مورد نظر(نسخ)را به مخاطب نرساند.لذا اصلاً معادل خوبی نیست.

Dissolve-12

نابود کردن(قوانین خیریه)،تجزیه کردن(مواد)،پایان دادن (رسمی)به چیزی(مثل ازدواج)، بی اثر کردن (حکم)،حل کردن(شکر در آب)، حل کردن(مشکل)آب کردن و ناپدید کردن(مثل خجالت)

این لغت بدلیل معانی متعدد و ناقص توانایی رسانیدن معنا را ندارد.و ایجاد شبهه در ذهن خواننده می کند.

Countermand-13

برگرداندن حکم و نظری و برعکس آن را اعلام کردن،اعلام نادیده گرفتن امری به مردم و دادن حکمی دیگر به آنها،درجایی حتی کاربرد آن را به عنوان فعل بسیار نادر دانسته بود.(منبع :audioEnglish.net)

لازمه نسخ مورد نظر در آیه این نیست که حتماً حکمی ضد حکمی دیگر بیاید و آن را نسخ کند شاید حکمی بیاید و حکم قبلی را تغییر دهد نه اینکه آن را برعکس کند و چون این لغت این معنا را احتمالاً در ذهن خواننده ایجاد کند پس لغت خوبی نیست.

Abolish-14

بی اثر کردن ،برانداختن،پایان دادن به قانونی بویژه قانونی که مدتها مورد استفاده بوده(مثل برده داری) در کل این لغت ،لغت خوبی است.

Quash-15

نادرست و غیرقابل قبول کردن رسمی قضاوت و تصمیم  قانونی،سرکوب کردن و متوقف کردن

این لغت بدلیل داشتن معانی متعدد توانایی رساندن معنا را در مقایسه با دیگر لغات ندارد.

از میان لغات بالا تنها abrogate به همراه موارد ۶-۵-۱۴ قابل قبول می باشند که حال به تفکیک آنها براساس ارجح بودن می پردازیم تالغت مناسب پیدا شود.

Annul-5

پایان یافتن و باطل شدن قانونمند چیزی مثل ازدواج )به صورت رسمی با طلاق گرفتن )یا یک پیمان قانونی (abrogate درجه قانونی بودن عمل را نسبت به این لغت بیشتر می رساند)در کل لغت خوبی است.

Abolish-14

بی اثر کردن ،برانداختن،پایان دادن به قانونی بویژه قانونی که مدتها مورد استفاده بوده(مثل برده داری)

این لغت ،لغت خوبی می باشد چراکه به نقل از Longman این لغت نسخ قانون و حکمی را بیشتر تاکید می کند که زمانهای طولانی مورد استفاده  بوده و طبق تفسیر ابتدایی آیه، یهودیان فکر نمی کردند که آمدن پیامبران از نسل اسرائیل نسخ شود و از نسل شخص دیگری ،پیامبری بیاید و کلاً فکر نمی کردند بهتر از تورات و بهتراز معجزات پیامبران خودشان بیاید و همچنین احکام تورات هم مورد نسخ قرار بگیرد،و این آیه چنین تفکری را رد می کند. در نتیجه این لغت هم این معنای باطنی را تداعی می کند و هم توانایی بیان ظاهر لغت (نسخ) را هم دارد.

Cancel-6

لغو شدن(مثل ویزا)،باطل کردن(مثل بلیط و تمبر)، ،لغو کردن بدون انتظار اجرای آن در زمانهای بعدی (مثل لغو بازی فوتبال)،باطل و بی اعتبار کردن مدرکی (مثل چک پول)در کل لغت بدی نیست.

نتیجه گیری:(این نتیجه قابل مناقشه است)

از میان چهار لغت abrogate و annucancel, abolish   لغت abrogate بنابر جمله زیرمعنای” نادیده گرفتن” هم در آن نهفته است.(البته در مورد معنی جمله زیر مطمئن نیستم وتنها درWebster  این مطلب را دیدم.پس جای بحث بیشتری دارد.)و نادیده گرفتن چیزی غیر از نسخ آن چیز است.

(to treat as nonexistent <abrogating their responsibilities>—- Webster)

نادیده گرفتن(نادیده گرفتن مسولیت هایشان)

اما  بدلایل ذکر شده در مورد ۱۴ ،لغت abolish بهترین لغت معادل برای نسخ است.چراکه علاوه بر مساوی بودن معنای آن با سایر لغات ،حتی تداعی گر برخی جنبه های تفسیری آیه نیز هست.اما با همه این اوصاف این مباحث باز هم جای تامل دارد. پس تا اینجا هیچ کدام از مترجمین ذکر شده معادل دقیقی را برای این لغت بیان نکرده اند.هرچند لغات دیگر نیز مشکلی ندارند.

حال باید به ترجمه لغت” آیه “پرداخت :

در این آیه، این لغت طبقِ تفسیرِ ارائه شده در ابتدای بحث  معانی متعددی می تواند داشته باشد .در خبر است از امام علی (ع) که می فرمایند:” فَإِنَّ الْقُرْآنَ حَمَّالٌ ذُو وُجُوهٍ” (نهج البلاغه)یعنی قرآن وجوه مختلفی دارد. پس محدود کردن این معانی با انتخاب معادلی نامناسب آسیبی است به قرآن  .لذا انتخاب معادل verse  که به معنای آیات کتاب های مقدس است کاری اشتباه می باشد که مترجمینی مثل ایروینگ ،قرایی،آربری دچار این اشتباه شده اند .حتی دیگران مثل پیکتال،یوسف علی و شاکر “آیه” را به معنای وحی گرفته اند که این نیز بنابر آنچه گفته شد صحیح نمی باشد چرا که وحی جامع تمام معانی” آیه” در آیه مورد بحث نمی باشد.

صفارزاده نیز لغت Decrees را به معنای امر ، حکم ، فرمان مذهبی از طرف افراد عالی رتبه مذهب آورده است و آن را به حالت جمع آورده است در صورتی که” آیه” در اینجا مفرد است.رشاد خلیفه نیز بدون در نظر گرفتن معانی دیگر این لغت آن را با آوردن لفظ  miracle به معنای معجزه محدود کرده است .با این تفاسیر هیچ کدام  معادل صحیحی از آیه که تمام معانی را بتوان بر آن حمل کرد ارائه نداده اند.

معادل مناسب” آیه “چیست؟

معنای آیه نشانه و علامت است.و دیگر معانی که در قرآن آمده است را می توان بر این دو معنا حمل کرد.با این تفاسیر معادل “آیه” در انگلیسی sign می باشد که به تصریح Webster معنای عام هر نشانه ای می باشد و خواننده انگلیسی زبان با توجه به معانی این لغت همان برداشت نشانه را خواهد کرد و معنای دیگری را نمی رساند و حتی یکی از معانی ارائه شده توسط Webster نشانه ای است که مادی باشد و به چیزی روحانی دلالت کند که به منظور ما بسیار نزدیک است .

حال باید به ترجمه لغت”ننسها “پرداخت:

ریشه این لغت به معنای فراموش کردن( چه از روی غفلت و چه از روی عمد) می باشد.که در اینجا معنای آیه این است که خدا آن آیه را از یادتان ببرد.پس باید به دنبال معادلی بگردیم که معنای از یاد کسی بردن را برساند. آنها این لغت را این چنین معنا کرده اند:

  • ایروینگ: let it be forgotten
  • صفارزاده: cause to be forgotten
  • قرایی: remove from memories
  • پیکتال: cause be forgotten
  • یوسف علی : cause to be forgotten
  • آربری: cast into oblivion
  • رشاد خلیفه: cause it to be forgotten
  • شاکر: cause to be forgotten

بهتر بود برای اینکه صیانت در ترجمه هرچه بیشتر رعایت شود چون “ننسها” یک لغت است ماهم برای این منظور معادلی یک لغتی جایگزین می کردیم اما بدلیل اینکه در انگلیسی لغتی وجود ندارد(البته تا جایی که من می دانم)که معنای” موجب فراموشی شدن” را برساند ناچاریم این معنا را در غالب های دیگر بیان کنیم.پس اگر چنین لغتی پیداشود و معنای کامل را برساند نسبت به تمام تعابیر بالا ارجحیت دارد.اما حال که چنین لغتی نیست یا ما نمی دانیم باید از میان تعابیر بالا احسن آن انتخاب شود.در اینجا بد نیست این را بررسی کنیم که آیا فراموشی مورد نظر آیه چه نوع فراموشی است .آیا فراموشی است که احتمال یادآوری دارد یا فراموشی مطلق است .پاسخ این سوال ظاهراً فراموشی مطلق است.فایده این بحث وقتی است که در مقایسه دو لغت forget و oblivion که مترجمین بالا استفاده کرده اند فراموشی کامل را طبق لغت نامه هایی مثل Longman ازلغت oblivion می توان استفاده کرد و نه از لغت forget.پس اگر این قول صحیح باشد مترجمینی مثل ایروینگ ،صفارزاده،پیکتال،یوسف علی ،رشاد خلیفه و شاکر در رساندن این معنا از منظر دقت ناقص بوده اند.

اما در مورد لفظ cause که مترجمین استفاده کرده اند هم می شود از لحاظ لغتی دقیق شد.با رجوع به لغت نامه ای مثل Longman که صریحاً اکثریت کاربرد این لغت را برای مواردی می گوید که بد باشندو یک بار منفی به این لغت می دهدو همچنین با رجوع به مثال های لغت نامه های دیگر مثلWebster می یابیم که تقریباً مثالها در موارد بد آورده شده است،شاید این نتیجه را بتوان گرفت که چون ایجاد این فراموشی در مردم از منظر قرآن اصلاً بد نیست این لغت، لغت دقیقی نمی تواند باشد.هرچند این تنها یک دقت لغوی است.

از میان مترجمین بالا تنها آربری به مقصود نزدیک تر است هرچند که بهتر بود به جای لغتcast  از لغاتی نظیر sink ,pass, consign می کرد.و چون عمدتاً این فراموشی ها به تدریج انجام شده لغت sink شاید تداعی گر این تدریج باشد چراکه عمل فرورفتن و غرق شدن که از این لغت برداشت می شود نیز عملی است تدریجی و دفعتاً انجام نمی گیرد اگرچه این تنها یک دقت ذوقی است.و به نظر من حقیرنیاوردن ضمیر “ها” در ترجمه بوسیله it کاری صحیح نیست چراکه آوردن آن به فصاحت آسیب چندانی نمی رساند.و باعث وفاداری هرچه بیشتر به متن می شود. ترجمه قرایی هم ازاین منظر اشکال دارد که فراموشی تنها پاک کردن موارد از ذهن افراد نیست بلکه حتی از بین بردن یک کتاب هم موجب فراموشی می شود و این نبوده است که مردم همه موارد را به خاطر داشته اند و خدا از خاطرشان برده است.لذا آوردن memory جامعیت این فراموشی را از بین می برد.با این تفاسیر نظر حقیر این است که  ترجمه آربری به واقع نزدیک تر است و بهتر است آن را به شکل زیر بنویسیم:

Or sink it into oblivion

به هر حال این موارد جای بحث بیشتری را می طلبد که دانش بالاتری را نیاز دارد.

پس از ابتدا تا اینجا ترجمه آیه این چنین می شود:

Whatever sign we abolish or sink it into oblivion

مورد بعدی که باید مورد دقت قرار بگیرد ترجمه کلمه ” نَأْتِ” می باشدکه مترجمین بالا برای این لغت از معادلهایproduce bring-substitute- استفاده کرده اند که در نگاهی صحیح به ریشه عربی این لغت معنای آوردن از آن برداشت می شود که با این تفاسیر تنها لفظ bring صحیح می باشدو صفارزاده،یوسف علی و رشاد خلیفه لازمه ی معنای اصلی را آورده اند و نادرست عمل کرده اند.لفظ bring  بهترین معادل برای آوردن است .لفظ “ب” در “بخیر” برای متعدی ساختن “نات” می باشد و خیر هم صفت تفضیلی است که کلیه مترجمین از لفظbetter استفاده کرده ا ند که معادل مناسبی است.”منها”نیز به معنای از آن است که تنها ایروینگ ،قرایی،پیکتال،آربری و شاکر ترجمه ای نزدیک به معنا ارائه داده اندکه در این بین شاکرو قرایی سعی کرده اند با آوردن دو ضمیر it هرچه بیشتر به متن قرآن وفادار باشند.و این وفاداری قابل تحسین است.ترجمه ادامه آیه(نَأْتِ بخَِیرٍْ مِّنهَْا أَوْ مِثْلِهَا)به شکل زیر است:

  • ایروینگ: we bring something better than it or else something similar
  • صفارزاده: unless We Substitute something better or similar
  • قرایی: we bring another which is better than it, or similar to it
  • پیکتال: we bring in place one better or the like thereof
  • یوسف علی: but we substitute something better or similar
  • آربری: we bring a better or the like of it
  • رشادخلیفه: we produce a better miracle, or at least an equal one
  • شاکر: we bring one better than it or like it

حال به ترتیب به بررسی موارد بالا می پردازیم تا ببینیم کدام در امر ترجمه موفق تر بوده اند.

سبک ترجمه ایروینگ نشان می دهد که اصلاً یک ترجمه دقیق نیست و مانند برخی از مترجمین فارسی تنها برداشتی از آیه را ترجمه کرده است و دقت عمل به خرج نداده اند.هرچند ترجمه عوام پسند است اما به هیچ وجه برای تحقیق بر روی قرآن ترجمه ای مناسب نیست.اما کاربردor else  (یا) را می خواهیم بررسی کنیم.در منابعی مثل Longman برای این کلمه تعاریف زیر را آورده اند.

) or else(                spoken

  1. a) Used to say that there will be a bad result if someone does not do something:

Hurry up or else we’ll miss the train.

  1. b) Used to say what another possibility might be:

The salesman will reduce the price or else include free insurance.

  1. c) Used to threaten someone:

Hand over the money, or else!

➔ see usage note             unless

کاربرد این لغت در گفتار بیشتر از نوشتار است و معانی ارائه شده سه معنی بیشتر نیستند:۱-والا،وگرنه۲-یا (برای بیان احتمال دیگر)۳-تقریباً همان معنای اول اما برای تهدید کردن

در اینجا معنای دوم منظور است و چون همین معنا فقط محتمل است معادل خوبی است اما به دو دلیل بهتر است همان or را بیاوریم:

  • ۱-دوری از تکلف متن و روان بودن آن برای همه کسانی که در سطح جهان این متن را می خوانند.چون شاید کسی در معنای or else بدلیل سطح دانش زبانی کم مشکل داشته باشد اما or معمولاً برای اهل زبان چه اصلی و چه غیر بومی لفظی جااُفتاده است.
  • ۲- بدلیل اینکه کاربرد این لغت بیشتر در گفتار است و در نوشتار کم تر ظاهر می شود.
  • ۳-در قسمت اول آیه از or استفاده کردیم و لزومی ندارد که در بخش دوم از کلمه دیگری استفاده کنیم چرا که هردو معادل ” أَوْ “هستند.

اما در مورد “خیر” که آیه نگفته است چیز خیری را می آوریم بلکه گفته است خیری را می آوریم پس اگر بتوانیم خود لفظ خیر را معادل یابی کنیم (the better) و به عنوان اسم و در نقش مفعول در انگلیسی آن بکار ببریم هم معنا را رسانده ایم و هم در امانت الهی کم و زیاد نکرده ایم و هم به فصاحت لطمه ای نزده ایم.حال باید گفت something در جمله bring something better than it   اضافی است چراکه ما خود لفظ better  را به عنوان اسم می توانیم داشته باشیم.پس ساختار جمله را باید به صورت زیر بنویسیم.

Bring the better of it

اما در مورد مِثلِها :در مورد آوردن آیه ای شبیه به آیه ی نسخ شده باید وجه شبه این دو آیه به دقت مشخص شود تا بتوانیم معادل خوبی برای آن بیابیم.همانطور که در بحث تفسیری آیه گفته شد که اگر شبیه به آیه قبلی است پس چه فایده دارد ودر پاسخ به این سوال باید گفته شود که منظور از “مثل” این است که حکم و قانونی را می آوریم که در زمان بعد اثرش مانند قانون قبل در زمان گذشته باشد.

توضیح اینکه ممکن است حکمی امروز دارای آثار و فوایدی باشد ولی فردا این آثار را از دست بدهد .در این صورت باید این حکم نسخ گردد و حکم جدیدی به جای آن بنشیند که اگر از آن بهتر نباشد لااقل آثاری را که حکم سابق در زمان گذشته داشت حکم جدید در این زمان داشته باشد.

پس وجه شبه ما در تاثیر گذاری است.حال با این توصیف به بررسی معادل های انگلیسی این لغت می پردازیم.

الفاظی که مترجمین بالا آورده اند similar ، like ، equal می باشد الفاظ دیگری نیز مثل Analogous ،alike  ،akin ،corresponding قابل بررسی می باشنداما چون اولویت با همان چند مورد اول است از بررسی آنها خوداری می کنیم.

Webster در مورد similar می گوید این لغت امکان اشتباه شدن دو یا چند چیز را باهم می رساند مثلاً ساختمان ها مشابه یکدیگر هستند.مثالی که Longman برای این لغت می آورد این است:

Both approaches seem to achieve similar results.

هر دو روش به نظر نتیجه یکسان می دهند.

این مثال تقریباً به وجه شبه آیه مورد نظر هم نزدیک است چراکه وجه شبه موجود درمثلیت آیه هم، در نتیجه و اثر گذاری نشانه های مشابه، مورد نظر است.یعنی هر دو نشانه در تاثیر گذاری یکسان هستند.در کل این لغت لغت خوبی است.

اما در مورد equal که باید بگوییم به معنای تشابه نیست بلکه به معنای تساوی است .تعاریف موجود از این لغت نشان می دهد که تساوی در اندازه و تمام کیفیات مد نظر می باشد از این رو لغت خوبی نمی باشد چراکه تشابه غیر از تساوی است.در تساوی همه ابعاد یکسان است حال آنکه در تشابه یک یا چند بعد از ابعاد مختلف مد نظر است.و استفاده از این لغت در ترجمه این را تداعی می کند که ما نشانه ای کاملاً و از هر جهت شبیه به نشانه قبلی می آوریم و حتماً این منظور نیست.

حال به بررسی لغت like می پردازیم.این لغت در معنای اسمی به معنای  شبیه می باشد و معنای عام شباهت را دارا می باشد چه شباهت کامل و چه شباهت جزئی و لغت خوبی می باشد.از میان similar و like لغت دوم یعنی  likeرا برمی گزینیم چراکه در جمله سازی فصاحت بیشتری را می سازد و بهتر می توانیم حذف به قرینه انجام دهیم .از این میان ترجمه آربری دراین بخش واقعاً ترجمه خوبی است و نشان از دقت بالای او در حفظ امانت دارد.تنها نکته ای که بر من پوشیده مانده این است که قبل از better باید از حرف تعریف the استفاده کرد یا نه چرا که آربری از a  استفاده کرده اما به نظر ما آوردن the بهتر است و باید بررسی شود..ساختار the like of هم ساختاری شناخته شده برای بیان تشابه است.پس جمله ما بهتر است بدین صورت باشد.این جمله از لحاظ خواندن هم سلیس است.

We bring the better or the like of it.

پس از ابتدا تا به اینجا ترجمه آیه بدین صورت است:

Whatever sign we abolish or sink (it) into oblivion we bring the better or the like of it (sign).

در مورد ترجمه بخش آخر آیه (أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِیر)مترجمین به شکل زیر عمل کرده اند:

ایروینگ: Do you not know that God is Capable of everything?

صفارزاده: O, man [do you not know that Allah Is Powerful over all things?

قرایی: Do you not know that Allah has power over all things?

پیکتال: Knows thou not that Allah is Able to do all things?

یوسف علی: Knowest thou not that Allah Hath power over all things?

آربری: knows thou not that God is powerful over everything?

رشاد خلیفه: do you not recognize the fact that God is omnipotent?

شاکر: Do you not know that Allah has power over all things?

اگر قصد داشته باشیم این آیه را از لحاظ زمانی درست ترجمه کنیم زمانِ آیه گذشته ساده است. (لَم+فعل مضارع) یعنی آیا ندانستی.پس باید گفت تمامی این مترجمین زمان این جمله را رعایت نکرده اند و علت این را هم نمی دانم. نکته ای که باید بگوییم این است که به نظر این جانب در ترجمه باید به شدت از لغات مغلق و منسوخ و قدیمی کناره گیری کرد و قرآن را به زبان روز و ساده بیان کرد و از تکلف دوری کرد تا همگان با میل و اشتیاق به آن روی آورند .لذا کاربردهایی نظیرknowest که لغتی است قدیمی که حتی لغت نامه های معروف هم آن را در دامنه لغات خود نیاورده اند جایز نمی باشد.پس بخش هایی از ترجمه های یوسف علی ،پیکتال ،آربری به روز نمی باشد وبه نظر جالب نیست.

در مورد “ا” باید گفت برای استفهام اقراری بکار رفته است.و می توان با سوالی منفی کردن جمله این معنا را بدست آورد.در مورد ماده “علم” باید بگوییم که معنای آن برای هر دانستنی بکار می رود لذا بدلیل اینکه کلمه know هم اعم ازهر دانستنی است معادل خوبی است.

اما ” أَنَّ ” برای تاکید است و تاویل به مصدر می کند یعنی معنای جمله بعدش باید مصدری بیاید.بدین شکل که: آیا ندانستی قادر بودن خدا را بر هر چیز . قاعده ای که مترجمین بالا بوسیله noun clause بکار برده اند و کل جمله” أَنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِیر”را به عنوان مفعول برای” تَعلَم “گرفته اند صحیح است اما وجه بهتری هم شاید بتوان ارائه داد.روش مترجمین بالا شاید تاویل به مصدر رفتن جمله را به طور دقیق نرساند اما به نظر این جانب شاید بتوان با آوردن جمله ای مثل جمله مشخص شده در زیر تا حدودی به این مطلب نزدیک شد.

Allah’s omnipotence on (doing) everything

متاسفانه هیچ کدام از مترجمین بالا تاکید” أَنَّ “را در ترجمه خود نیاورده اند.برای نشان دادن این تاکیدطبق ساختار جمله sureness, actuality, realness, و لغت certainty را می توان استفاده کرد.در مورد شىَ‏ْءٍ هم چون اعم از هر چیزی است لفظ thing بهترین معادل است.در مورد قدیر هم چون بر وزن فعیل می باشد مبالغه به همراه دارد.در قاموس آمده است:( قدیر آنست که آنچه را بخواهد مطابق مقتضاى حکمت انجام می دهد نه زیاد و نه کم،) Omnipotent و all-powerful از معادل های این لغت می باشند.که لفظ Omnipotentبه مصالحی بهتر است و به صورت اسم و نه صفت آورده شده است.چراکه تبدیل این صفت به اسم حالت رایجی دارد حال آنکه لغت all-powerful این گونه نیست. در ادامه نکته ای می ماند و آن اینکه ساختن جمله سوالی منفی در زبان انگلیسی به دو شکل است یکی با فرم مخفف ظ(گفتار) و دیگری با فرم غیر مخفف که در نوشتار بیشتر رایج است .حال در اینکه در اینجا باید از کدام حالت استفاده کرد باید بحثی را مطرح کنیم .درست است که ترجمه یک امر مکتوب است اما قرآن وحی است و کفتاری بین رسول و خداوند.برای رسیدن به جواب باید این نکته بررسی شود که لحن سخن خدا با رسول چگونه بوده ؟آیا دوستانه بوده یا خیلی رسمی ؟که این نیاز به تحقیقی فراتر از این مقال است.

پس برای جمع بندی جمله اخیر ترجمه زیر را ارائه می دهیم.

Did you not know (the certainty of) Allah’s omnipotence on (doing) everything?

در پایان این بحث باید بازهم خاطر نشان کرد که این مقاله مقاله ای است تحقیقی و مباحث ارائه شده در آن قابل مناقشه است و بنده به عنوان یک دانشجوی درصدد رسیدن به وجه احسن ترجمه آیات الهی هستم و بی صبرانه منتظر هرگونه انتقاد و اشکال از طرف خواننده می باشم .

در پایان ترجمه کامل آیه ۱۰۶ سوره بقره را می آوریم.

متن عربی

مَا نَنسَخْ مِنْ ءَایَهٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بخَِیرٍْ مِّنهَْا أَوْ مِثْلِهَا  أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِیر

ترجمه انگلیسی

Whatever sign we abolish or sink (it) into oblivion we bring the better or the like of it (sign). Did you not know (the certainty of) Allah’s omnipotence on (doing) everything?

ترجمه فارسی

هر نشانه ای را که از میان برداریم یا آن را از یاد(تان) ببریم بهتر از آن یا مانند آن را می آوریم .آیا (مگر) قطعیتِ توانا بودن خدا  بر هر کاری را ندانستی .


دانلود انتقاد یکی از اساتید به مجموعه ترجمه های آیات

دانلود پاسخ حقیر به استاد