از مرگ چه باک است


مسعود مردیها: این سوال بزرگ ذهنم را فرا گرفته است که براستی تا مرد خدا چقدر فاصله داریم؟ همیشه گمان می کردم که در مسیر چندین ساله مبارزه با خود و جهاد برای رسیدن به خدا و در یک کلام مرد خدا شدن گام هایی برداشته ام و از آمادگی هایی برخوردارم. دیگران را در سختی ها و مصائب به هر طریقی که بود یاری می کردم، آنها را دعوت به صبر و بردباری و تسلیم در برابر رضای خدا می کردم و ازین کار خود هم بسیار مشعوف می شدم. البته حرف من خطا بودن عملکردم نیست بلکه چیز دیگری می خواهم بگویم. دستان مهربان خدا گاهی انسان را در مشکلاتی قرار می دهد که سنگ محک سختی برای او خواهد بود. چند هفته پیش وقتی فهمیدم که در سرم یک میهمان ناخوانده ( تومور مغزی) دارم ترس فزاینده ای در وجودم آرام آرام شروع شد. نگرانی از آینده همسر مهربان و جوانم که بسیار بسیار دوستش دارم، دلهره فرزندی که منتظر آمدنش بودیم و چندین ماه مشتاقانه چشم به راهش نشسته ام، هزینه های احتمالی و اقساط و بده کاری های قبلی و در پس زمینه همه این ها دل کندن از دنیا و احتمال وجود مرگ در عمل جراحی و یا بعد از آن و آینده ای که دوردست هایش در حال محو شدن بود، مرور تمام گناهان و خطاها و کاستی ها، نمازها و عباداتی ناکام مانده، به ذهنم خطور می کرد؛ می آمد و می رفت و ساعت به ساعت تقویت می شد.

من به شدت مهربان شده ام. هرچه انسان فرصت را محدودتر بیابد مهربان تر می شود. 

این شعر رو روز قبل از عمل جراحی گفتم. تقریبا میشه گفت که برای خودم ایجاد آمادگی کرده بودم که اگه به سوی خدا رفتم دلبستگی و دینی در دنیا برام نمونده باشه. امتحان دشواری از جانب خداست. در همین دوران خانمم باید پسرم سپهر رو برامون به دنیا بیاره… الان که این پست رو دارم می زارم توی سایت حالم خوبه و عمل خوبی رو پشت سر گذاشتم.

احرام ببستم و به تقصیر سر امروز
انگیزه ای از جنس خدا در سرم افتاد


هرچند که از توشه خالی بهراسم
از مرگ چه باک است چو کارم به رب افتاد


گفتند که فارق شو ازین خانه احساس
فارق شدم و مهر سپهر در دلم افتاد


گویا که زمان اندک و صد مشغله پیداست
صد مشغله ایجاد شد و فاصله افتاد


تکلیف من امروز تماشای زمان است
افسوس که ضیغ است و تمنای تو افتاد


شاید که قضا حکم به ماندن بنماید
شاید که دعای دگران کارگر افتاد


۹۷/۳/۲۸

 


 مقدمه مجموعه اشعار

مجموعه اشعار شخصی نیازی به ذکر مقدمه ندارد چراکه دل نوشته های یک شاعر بدون مقدمه بر زبان او جاری شده و به قلمش نگاشته می شود. با این حال مجموعه پیش رو حاصل چندین سال سروده های جسته گریخته ی شاعر می باشد که قطعا خالی از اشکال و ایراد ادبی نیست و چه بسا مملوء از اشکال باشد. اما در سرودن این اشعار به دنبال اصول و اسلوب خاصی نبوده ام و تنها دل نوشته های خود را بر صفحه کاغذ آورده ام.

دانلود مجموعه اشعار

download