مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

نوشته های بلاگ

خطرناک ترین ضمیر

خطرناک ترین ضمیر

خطرناک ترین ضمیر

در میان صفحات کتابی تورق می کردم که پاره ای از مطالب جرقه موضوعی را در ذهن من روشن کرد. موضوع بر سر عوامل خطرناک برای شراکت و کسب و کار بود. بحث به اینجا رسید که چه زمانی از چه ضمایری نباید استفاده کنیم. عنوان مطلبی که به ذهنم رسید خطرناک ترین  ضمیر بود. کتاب را رها و مطالب زیر را نگارش کردم:

ما پروژه را انجام دادیم

آنها به خوبی از پس این کار برآمدند

شما چه کار دشواری را به سرانجام رساندید

او چه انسان تلاشگری است

تو چه خوب این مهارت را کسب کرده ای

همه کارها را من انجام داد و اگر من نبودم کار به اینجا نمی رسید….

درمیان جملات بالا می توانید آزاردهنده ترین ضمیر را در جمله آخر پیدا کنید. من! حتی خدا هم در قرآن در خیلی از جاها از لفظ ما استفاده می کند. با اینکه همه کاره است اما دیگران را در انجام امور می بیند. یک پروژه و یک کسب و کار زمانی رو به انحطاط می رود که در مکالمه بین شرکا و کارمندان کلمه من بیش از حد مجاز شنیده شود. این ضمیر تک رو حتی اگر یک فوروارد حرفه ای تمام عیار باشد عامل فساد تیم کاریست. این همان فوروارد خوش استایل دریبل زنی است که گلهای زیادی برای تیم می زند اما سرانجام توسط مربی کنار گذاشته می شود. وقتی کسب و کاری توسط یک تیم به موفقیت می رسد باید در نظر داشت که آبدارچی آن شرکت، منشی دیپلمه آن مجموعه، کارمند رده پایین آنها، مدیر عامل و …. همه و همه در موفقیت کار سهیم بوده اند. هر کسی کار محوله را که در نوع خود واجب بوده است به نحو احسن انجام داده. مدیر عامل باید بداند اگر قدرت نفوذ کلام منشی و مدیر روابط عمومی نبود محصول خارق العاده او به فروش نمی رسید. اگر در همایشی او را دعوت کردند نباید بگوید قدرت راهبری من سیستم را موفق کرده است. باید از کلمه من بسیار اجتناب کرد. حتی گاهی من را تبدیل به تو کرد و گاهی تبدیل به ما. ما یک دلگرمی و انگیزه است.

ما می توانیم به چشم انداز شرکت دست پیدا کنیم.

ما چه خوب از پس این مشکل بر آمدیم.

ما باید روی این مشکلات بیشتر متمرکز شویم.

چه جملات نابی هستند اینها. همه سهیم هستند. حتی آبدارچی این حس را دارد که چایی خوشرنگ قند پهلویش در بالا رفتن سهام شرکت نقش دارد. این گونه می شود که عشق با وظیفه توامان می شود و نتیجه اش معجون موفقیت است. تمامی مدیران و صاحبان کسب و کارها و کلا هر جایی که تیمی اقدامی انجام می دهد باید به اصل پرهیز از من پایبند باشند و از این ضمیمر خطرناک تا جایی که می شود پرهیز کنند. چون در کسب و کارها خط کشی بین میزان تاثیر گذاری اعضای اصلی امکان پذیر نیست پس بهتر است به دنبال مرز بین فعالیت ها نگردیم و با گذشت و همدلی به موفقیت مجموعه بیندیشیم.

از من خطرناک پرهیز کنید


خوشحال می شوم نظرتون رو راجع به این نوشته در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.


برچسب:
یک دیدگاه بنویسید