صبح انسان ساز


مسعود مردیها: صبح وقتی پنجره اتاقم را باز کردم بعد از روزها آسمان رو بی نظیر یافتم. آلودگی ها به خاطر وزش باد و باران بر طرف شده بود. جریان زندگی را می شد به آسانی دید.

آسمانی این چنین نایاب شد
صبح امروز خدا شاداب شد

عشق بارید و وزش پاکیزه کرد
زندگی در دشت ما آغاز شد

باز این شادابی و تکرار ما
از چه این دود مهیب آغاز شد

حیف این پرواز زیبای تو نیست
با شکوه آسمان دمساز شد

آسمان آن دوردستها آبی است
وای از صبحی که انسان ساز شد

۹۶/۱۱/۲۵


 مقدمه مجموعه اشعار

مجموعه اشعار شخصی نیازی به ذکر مقدمه ندارد چراکه دل نوشته های یک شاعر بدون مقدمه بر زبان او جاری شده و به قلمش نگاشته می شود. با این حال مجموعه پیش رو حاصل چندین سال سروده های جسته گریخته ی شاعر می باشد که قطعا خالی از اشکال و ایراد ادبی نیست و چه بسا مملوء از اشکال باشد. اما در سرودن این اشعار به دنبال اصول و اسلوب خاصی نبوده ام و تنها دل نوشته های خود را بر صفحه کاغذ آورده ام.

دانلود مجموعه اشعار

download