همای سعادت

زهی همای سعادت که دور شد از ما

به دیده اشک ریزیم و دل گرفتار است

حزین غفلت نفسیم در برابر عشق

که نفس طالب عشق است و لیک بیمار است

طلوع شمس دلم با کسوف شد همراه

امید من به طلوعش طنین تیمار است

منجمین به امید طلوع نومیدند

چراکه تیرگی شمس ما ز مزمار است

کسی نبود که سازد نوایی از دل ما

نبود تار به چنک دلی که سیاس است

___________________

۹۳/۲/۱


 مقدمه مجموعه اشعار

مجموعه اشعار شخصی نیازی به ذکر مقدمه ندارد چراکه دل نوشته های یک شاعر بدون مقدمه بر زبان او جاری شده و به قلمش نگاشته می شود. با این حال مجموعه پیش رو حاصل چندین سال سروده های جسته گریخته ی شاعر می باشد که قطعا خالی از اشکال و ایراد ادبی نیست و چه بسا مملوء از اشکال باشد. اما در سرودن این اشعار به دنبال اصول و اسلوب خاصی نبوده ام و تنها دل نوشته های خود را بر صفحه کاغذ آورده ام.

دانلود مجموعه اشعار

download