مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

نوشته های بلاگ

حس چموش گریز پا

اردیبهشت 5, 1396 2-- دست نوشته ها
حس چموش گریز پا

کاش باز می گشت

ای باد از میان موهای من عبور کن میخواهم خنکایت را نزدیک تر حس کنم
دیگر نمیتوانم سخنم را ادامه دهم
کاش دیروز مینوشتم
چه زیبا بود جمله ای که دیروز زمزمه اش کردمو اینک نمیتوانم آن را بنویسم.
افسوس از کلماتی که در دیروز ماند و اینک به یاد نمی آید
هر حسی را در لحظه باید بر کاغذ آورد
کاش باز میگشت آن حس چموش گریز پا

شاعرانه ای ناتمام از مسعود مردیها


پی نوشت شاعر 

مجموعه اشعار شخصی نیازی به ذکر مقدمه ندارد چرا که دل نوشته های یک شاعر بدون مقدمه بر زبان او جاری شده و به قلمش نگاشته می شود. با این حال مجموعه پیش رو حاصل چندین سال سروده های جسته گریخته ی شاعر می باشد که قطعا خالی از اشکال و ایراد ادبی نیست و چه بسا مملوء از اشکال باشد. اما در سرودن این اشعار به دنبال اصول و اسلوب خاصی نبوده ام و تنها دل نوشته های خود را بر صفحه کاغذ آورده ام.

مجموعه اشعار مسعود مردیها PDF


خوشحال می شوم نظرتون رو راجع به این نوشته در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.


برچسب:
1 دیدگاه
  • مسعود 5:14 ب.ظ اردیبهشت 5, 1396 پاسخ

    هیچ وقت تا به این اندازه از ننوشتن جملات پشیمان نشده بودم. دیروز حس خوبی داشتم اما امروز هر چه تلاش کردم بازنویسی اش کنم نتوانستم.

یک دیدگاه بنویسید