خدا می بینی و ساکت نشستی (سروده مسعود مردیها - شعر)

خدا می بینی و ساکت نشستی


امروز توی محل کارم نشسته بودم و داشتم به عملکرد خودم فکر می کردم. انسان های پیرامونم و اینکه واقعا انسان به کجا داره می ره. با اینکه مدتی است از شعر و شاعری فاصله گرفتم ولی خیلی ناگهانی مطلع یه شعر توی ذهنم تداعی شد و چند دقیقه ای چند بیتی رو سرودم.
کاش خدا یاریمان کند بر نفسمان غلبه کنیم و بتوانیم به هوای نفس چیره شویم. آمین
➖➖➖➖➖➖➖➖
خدا می بینی و ساکت نشستی
عجب موجود پر صبری تو هستی

تو ما را آفریدی تا بدانیم
ولی ما درجهالت هایمانیم

گنه کاران زیاد اندر زمینت
چه دشمن ها نهفته در کمینت

بسی مجرم که مشغول فسادند
چه زن هایی که عفت ها بدادند

چه انسانهای در ظاهر نکویی
چو من در خویشتن بی آبرویی

خدا من بنده صالح ندیدم
به جز غافل در این وادی ندیدم

کم اند این بندگان عاشق تو
کجایند این عباد لایق تو

ز الوان خطا ما ناگزیریم
ز تکرار جفا ما سر بزیریم

بسی مستیم و در شهوت گرفتار
بسی خسته ز این آلوده کردار

خدا ما ناامیدانیم از خود
هزاران دیو پنهانیم در خود

نمی فهمیم معنای حضورت
سیه سیما بسی در قلب و صورت

مرا عاشق شدن بس مستطاب است
ولی این خواسته بی مستجاب است

تو می دانی که بی کس بی پناهیم
تو می دانی که اندوهیم و آهیم

ز لطف خود نظر کن سوی انسان
مرا احیا بکن انسان انسان

۱۳۹۶/۰۴/۰۵


 صدای خیلی خوبی ندارم ولی دیدم بد نیست که اشعارم رو با لحنی که خودم مد نظرم بوده بخونم. توی رکوردر ویندوز خوندم. کیفیت خیلی بالایی نداره. بابت صدای خودم هم عذرخواهی


 مقدمه مجموعه اشعار

مجموعه اشعار شخصی نیازی به ذکر مقدمه ندارد چراکه دل نوشته های یک شاعر بدون مقدمه بر زبان او جاری شده و به قلمش نگاشته می شود. با این حال مجموعه پیش رو حاصل چندین سال سروده های جسته گریخته ی شاعر می باشد که قطعا خالی از اشکال و ایراد ادبی نیست و چه بسا مملوء از اشکال باشد. اما در سرودن این اشعار به دنبال اصول و اسلوب خاصی نبوده ام و تنها دل نوشته های خود را بر صفحه کاغذ آورده ام.

دانلود مجموعه اشعار

download