موسیقی و ترانه های پاپ در مقایسه با توحید و موازین ناب

مسعود مردیها
بعد از مدت ها امروز فرصت نگارش موضوعی را پیدا کردم که به دفعات ذهنم را درگیر خودش کرده بود. موضوع مبتلا به و مردم پسند #موسیقی؛ خصوصا موسیقی پاپ! گاه گداری که در اتومبیل خود به هر دلیلی موسیقی گوش می دهم صرف نظر از اینکه نوع خواندن و موسیقی، مهیج و جالب می تواند باشد در بسیاری از ترانه ها نه تنها #پوچی_معنایی مشاهده می شود بلکه گاها با روح توحید و یکتا پرستی در تعارض است! این ابیات سبک و بی وزن با روح یک انسان خدا پرست که حقیقت هدف خلقت را طالب است و خدا را محور عالم می داند بسیار فاصله دارد. گاهی چنان معشوقه در این ترانه ها مورد خطاب قرار می گیرد که گویا با خدا در حال صحبت هستیم! با اینکه منکر ترانه های خوب نیستم (مثل ترانه خرچنگ های مردابی از مرحوم حبیب) ولی تقریبا این مفاهیم را می توان در ۹۰ درصد از ترانه های پاپ مشاهده کرد. عشق های افراطی و کورکورانه، زیاده روی در توصیف معشوق زمینی، غلو در اوصاف یک شخص، سرسپردگی بی قید و بند برای رسیدن به یک عشق، گذشتن از خدا برای رسیدن به یک مخلوق کوچک، مطیع امر معشوقه شدن و تسلیم قلب به او، پایان یافتن دنیا با رفتن یک عشق، ناامیدی و افسردگی به خاطر نرسیدن به یک زن، وسیله قرار دادن خدا به نحوی که خدا لق لقه زبان خواننده می شود آن هم برای رسیدن به یک هوس زمینی، همه و همه مواردی هستند که با روح توحید و یکتاپرستی سازگاری ندارند. بیان این جملات در قالبی زیبا و القای آن به مخاطب قطعا روش یک انسان توحید محور نیست. گوش دادن به این مضامین هم روح یکتاپرستان را می آزارد.
عجب شخصیتی است این امام علی (ع)!!! دوست داشتنی ترین انسان ها در اطراف او بوده اند اما باز در خطبه ۲۱۶ یکتاپرستی خود را عیان بیان می کند:
إِنَّ مِنْ حَقِّ مَنْ عَظُمَ جَلاَلُ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ فِی نَفْسِهِ وَ جَلَّ مَوْضِعُهُ مِنْ قَلْبِهِ أَنْ یَصْغُرَ عِنْدَهُ لِعِظَمِ ذَلِکَ کُلُّ مَا سِوَاهُ
کسى که عظمت خدا در جانش بزرگ، و منزلت او در قلبش والاست، سزاوار است که هر چه جز خدا را کوچک شمارد.

اینجاست که برخی از آموزه ها و حرکت های بزرگانی چون حسین (ع) و زینب (س) آشکار می شود. زینب برای حسین هدف نبود لذا حسین حاضر بود او را در راه خدا بدهد و حسین هم برای زینب هدف نبود چون زینب قتل حسین را جز زیبایی نمی دید. انسان یکتاپرست مسیر عشق و علاقه زمینی اش هم باید مسیری توحیدی باشد.

در زیر به قسمتی کوچک از این ابیات اشاره می کنم، تو خود حدیث مفصل بخوان ازین مجمل:
بهنام بانی (خواننده خوش صدای پاپ – تراک اخماتو وا کن):
نه نمیشه از تو دست کشیدو، بدون تو نفس کشیدو، نمیشه بی تو زندگی کرد!
دیگه جایی نرو عشقم فقط با من بمون، نزار هیچ چیزی بندازه جدایی بینمون
- آیا واقعا بدون یک معشوقه زمینی نمی توان نفس کشید؟ نمیشه زندگی کرد؟ حتی خدا و معیارهای الهی هم آیا نباید بین زوجین جدایی بیندازد؟ این موارد با کدام موازین توحیدی سازگار است؟

احمد سعیدی: همه دنیامو چشمات زیر و رو کرده دلم بدجوری با عشق تو خو کرده، برای ما خود خدام امشب تموم خوبی هاشو آرزو کرده، خب معلومه که همه دنیام تویی، اونی که ازین زندگی می خوام تویی
- هیچ گاه یک چشم و ابرو نباید دنیای یک شخص را زیر رو کند و انسان فقط باید قلبش با خدا بدجوری خو کند، همه دنیای انسان باید خدا شود و مقصود نهایی او از زندگی رسیدن به خدا باشد.

معین: برای دیدن تو از خاطره ها گذشتم، کفر اگر نباشد این من از خدا گذشتم!
- این جمله زشت ترین جمله ای است که یک موحد می تواند بگوید. مگر می شود برای رسیدن به چیزی از خدا گذشت؟!

کلام آخر: انسانی مخالف موسیقی نیستم و خودم نیز موسیقی گوش می دهم اما اعتقاد و ایمانم به من گواهی می دهد که این مضامین خالی از توحید است و ما گرفتاران شرک باید هر کاری برای رهایی از این انحرافات انجام دهیم. باید این نوشته ناچیز مورد رضایت حضرت حق قرار گیرد…
➖➖➖➖➖
#social_Reformist