مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

مسعود مردیها

کارآفرین

طراح

مترجم و مدرس

شاعر و نویسنده

عاشق پیشرفت و خدا

مرا ابراهیم بنامید

نوشته های بلاگ

جایگاه دوستی

جایگاه دوستی

جایگاه دوستی در اسلام

گاهی در رفاقت ها و دوستی های خود و در مراودات خانوادگی با دوستان قدیمی و جان، نقص ها و کاستی هایی را مشاهده می کنم. بر آن شدم تا مطلب زیر را که نوشته خودم هم نیست متناسب با شرایط و دیدگاه خودم ویرایش کنم و در اختیار همگان قرار دهم. 

جایگاه دوستی

اینکه گفته اند: «هزار دوست، کم است و یک دشمن، بسیار»، سخن درستی است؛ زیرا دوستی هم نیاز روحی انسان است، هم ضروت اجتماعی و هم عامل همبستگی افراد. روح جمع گرای انسان، او را به مهرورزی و دوستی می کشاند و همچنین بهره گیری از یاری و ارشاد دوستان در زندگی، میزان تحمل مشکلات و توفیق دستیابی وی به اهداف را بیشتر می کند و برای او پشتوانه ای ارزشمند به شمار می آید.

این، خود، نوعی هنرمندی است که آدمی بتواند با جاذبه اخلاق و رفتارش، با دیگران بجوشد و صمیمی و همدل شود و دل ها را شیفته خود سازد و حلقه ای از بهترین دوستان را بر گرد خود پدید آورد. این کار، هم هنرمندی است و هم خردمندی، چنان که امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید: «اَلتَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ؛ دوستی و مهرورزی، نیمی از خِرد است».

رابطه های خویشاوندی، در کمک رسانی و غم زدایی و پشت گرمی هر فرد، نقش مهمی ایفا می کند. با این حال، گاهی دوستان همدل و با صفا، بیش از خویشاوندان به یاری انسان می شتابند و تکیه گاه و همدم او می شوند. از این رو، حضرت علی علیه السلام، مهرورزی و دوستی را نوعی خویشاوندی و پیوند نزدیک و ثمربخش می شمارد و نداشتن دوست یا از دست دادن دوست را غربت روح می داند و می فرماید: «الْغَریبُ مَنْ لَیسَ لَهُ حَبیبٌ؛ غریب، کسی است که دوستی ندارد».

دوست خوب کیست؟

از برجسته ترین ویژگی های دوست خوب و واقعی، آن است که با انسان، یک دل و یک رو باشد و هنگام نیاز، او را رها نکند. در گرفتاری به کمکش بشتابد و در غم و شادی و راحت و رنج، با او هم دردی و مشارکت کند.

در حدیثی از امام علی علیه السلام در این باره نقل است:

لایکونُ الصَّدیقُ صَدیقا حَتّی یحْفَظَ اَخاهُ فی ثَلاثٍ: فی نَکبَتِهِ وَ غَیبَتِهِ وَ وَفاتِه.

دوست، هرگز دوست نخواهد بود، مگر آنکه در سه موقعیت، دوستش را نگهبان و پاسدار باشد: یک: در رنج و گرفتاری به کمکش بشتابد؛ دو: آبروی او را در غیاب او حفظ کند و سه: پس از وفاتش، با یادکرد او و استغفار برایش، به او نیکی کند. باز از این امام بزرگوار روایت می شود: «حَسُدَ الصَّدیقِ مِنْ سُقْمِ الْمَوَدَّه؛ حسدورزی دوست، از ناسالم بودن دوستی است».

دوستان با معرفت

انسان باشعور و آگاه، اگر به شناختی خوب از دوستش برسد و به او اعتماد کند، دیگر به سخن چینی و بدگویی دیگران از او توجهی نمی کند و دل خویش را چرکین نمی سازد. آن حضرت در سخن دیگری درباره شیوه رفتار با دوستان شایسته چنین توصیه می کند:آن گاه که برادرت [و دوستت] با تو قطع رابطه می کند، تو با او بپیوند. وقتی او از تو قهر می کند، تو با وی مهر بورز و به او نزدیک شو. هرگاه او به تو بخل می ورزد، تو بذل و بخشش کن. هر وقت او تندی نشان می دهد، تو نرم باش و هرگاه او خطا می کند، عذرش را بپذیر و چنان باش که گویا تو غلام اویی و او صاحب نعمت بر توست. (البته) مبادا اینها را در غیر جای مناسب انجام دهی یا چنین لطف و بزرگواری را با نااهل داشته باشی!

 نرمش و مدارا

تداوم دوستی، در سایه نرمش و مداراست. از امیرمؤمنان علی علیه السلام نقل می کند: «مَنْ لانَ عُودُهُ کثُفَتْ اَغْصانُهُ؛ کسی که درخت وجودش نرم باشد، شاخ و برگ او انبوه و فراوان می شود».

انصاف

انصاف، یعنی پرهیز از امتیاز طلبی برای خود و برابر دانستن خویش با دیگران در بهره مندی از حقوق و مزایا. رفتار منصفانه با دیگران، هم مایه آرامش وجدان انسان است، هم برای او محبوبیت می آورد و هم دوام دوستی و افزایش دوستان را درپی دارد. حضرت علی علیه السلام در این باره می فرماید: خودت را در آنچه میان تو و دیگری است، میزان قرار بده. پس آنچه برای خود دوست می داری، برای دیگران هم دوست بدار و آنچه برای خودت نمی پسندی، برای دیگری هم مپسند و همان گونه که دوست نداری به تو ستم کنند، تو هم ستم نکن.

رعایت اعتدال

میانه روی در هر کاری، نیک و لازم است، حتی در دوستی و مهرورزی. افراط در دوستی و دشمنی، مایه پشیمانی است. در دشمنی با افراد نیز نباید افراط کرد، که اگر روزی دشمنی ها به دوستی تبدیل شد، رفتار ناپسند گذشته، مایه شرمساری و عذاب وجدان نشود. در روایتی از حضرت علی علیه السلام، درباره رعایت اعتدال در دوستی و دشمنی می خوانیم:

اَحْبِبْ حَبیبَک هونا ما، عَسی اَنْ یکونَ بَغیضَک یوْما ما و اَبْغِضْ بَغیضَک هَوْناما، عَسی اَنْ یکونَ حبیبَک یوْما ما.

با دوستت به اندازه معین دوستی کن؛ شاید روزی دشمنت شود. دشمنت را هم در حد اعتدال دشمن بدار؛ شاید روزی با تو دوست شود.

با این چند گروه دوستی نکنید!  

کوته فکران بد کار

افراد سست اندیشه، جاهل و کوته فکر اگر هدایت پذیر نباشند سزاوار رفاقت نیستند؛ زیرا همنشینان خود را به وادی گمراهی و فساد می کشانند. امام علی علیه السلام در رهنمودی می فرماید: «وَ احْذَرْ صَحابَه مَنْ یفیلُ رأیهُ وَ ینْکرُ عَمَلُه؛ از همنشینی با کسی که اندیشه اش، سست و ضعیف و کارش، زشت و ناپسند است، بپرهیز».

احمق

امیرمؤمنان علی علیه السلام، پیروانش را از دوستی با احمق باز می دارد و می فرماید:

اِیاک وَ مُصادَقَه الاْحْمَقِ، فَاِنَّهُ یریدُ اَنْ ینْفَعَک فَیضُرُّک.

از دوستی با احمق برحذر باش؛ چرا که او می خواهد به تو سود برساند، ولی [به خاطر حماقتش] به تو زیان می رساند.

از آن حضرت در بیانی دیگر نقل است: با بی خرد و احمق همنشین مباش؛ زیرا کار خودش را در نظر تو زیبا جلوه می دهد و دوست دارد تو نیز مانند او باشی.

 بخیل

افراد تنگ نظر و بخیل، همیشه از خیررسانی به دیگران دریغ می کنند و بهره ای از ایشان به مردم نمی رسد. از این رو، دوستی با آنان بیهوده و زیانبار است. کلام مولا علی علیه السلام نیز درباره نهی از دوستی با بخیلان چنین است:

اِیاک وَ مُصادَقَه الْبَخیلِ، فَاِنَّهُ یقْعُدُ عَنْک اَحْوَجَ ماتَکونُ اِلَیهِ.

از دوستی با بخیل بپرهیز؛ چون او در سخت ترین شرایط نیازمندی تو، از کمک رسانی به تو دریغ می ورزد.

قدر رفاقت هایمان را بدانیم و مانند کودکی نوپا از آن مراقبت کنیم.

منبع اصلی مقاله: اینجا


خوشحال می شوم نظرتون رو راجع به این نوشته در زیر برام کامنت کنید و اگر از این مطلب خوشتون اومد اون رو با دوستان خود به اشتراک بگذارید.


برچسب:
یک دیدگاه بنویسید